| تحلیل روزنامه ترک در مورد موقعیت ایران و ترکیه در برابر PKK | |
|
| ۱۸ شهریور ۱۳۸۶ | |
|
در پی عملیاتهای گسترده توپخانه علیه مواضع تروریستهای «پ.ک.ک» در شمال عراق، پرسشهای بسیاری در افکار عمومی ترکیه به وجود آمده است. آنان میپرسند: چرا ترکیه که لطمات شدیدتری از این تروریستها خورده، نمیتواند پاسخ آنان را به زبان خودشان بدهد؟ به گزارش سرویس بینالملل «بازتاب»، سایت ترکی «گوندم» در تحلیلی با عنوان «چرا ترکیه وارد شمال عراق نمیشود؟» نوشت: در روزهای اخیر، حملات ایران به کوه قندیل و اطراف آن افزایش یافته است. ایران با خمپاره و گاه نیز با حملات هوایی، کوه قندیل و اطراف آن را به شدت بمباران میکند. حملات گاهی مواقع قطع میشود و گاه شدت میگیرد. به علاوه، ادعا میشود که از زمین نیز حملات نقطهای صورت میگیرد، اما در این باره جزییات بسیار کم است. معلوم نیست در داخل خاک شمال عراق، چند سرباز ایرانی هست! بر آورد کردن قدرت و تأثیر حملات نیز آسان نیست. خبرها بیشتر از منابع بارزانی ـ طالبانی و «پ.ک.ک» پژاک (حزب حیات آزاد کردستان) میآیند. آنها هم ادعا میکنند که حملات به روستاییان و غیر نظامیان لطمه زده و صدها کرد، مجبور به ترک روستاهایشان شدهاند. بنا بر آمار و دادههای پارلمان کرد، 450 خانوار از بیست روستا، خانههایشان را ترک کردهاند. و بنا به اظهارات روستاییان که گفته میشود از منطقه فرار کردهاند، توپهایی که ایران پرتاب کرده تا فاصله 30 کیلومتر از مرز گذشته است. حتی خبرگزاریهای معتبری چون «رویترز» و «آسوشتید پرس» نیز که اطلاعات را بیشتر از جناح کردهای عراق به دست میآورند تا جناح ایران و تقریباً مثل ماشین تبلیغاتی طالبانی و بارزانی کار میکنند، این را گفتند. این نخستین حمله ایران به منطقه نیست. سال گذشته نیز یک عملیات نسبتاً کوچکتر انجام شده بود. همچنین میدانیم که برخی از سران بلند پایه «پ.ک.ک» در این حملات زخمی شده بودند؛ دلایلی که ایران را به انجام این قبیل حملات میکشاند، بسیار روشن است: 1- «پ.ک.ک» و «پژاک» که شاخه آن در ایران است، از طرف اسرائیل و آمریکا حمایت میشوند. این حمایتها گاهی به شکل چشمپوشی از اعمالشان است و گاه به صورت دستیابی آسان به اسلحه و مهمات به علاوه، این فقط ادعای ما نیست. علتش هم کاملاً ساده است: آمریکا میخواهد ایران را تضعیف کند و حتی هماکنون نیز در پنتاگون تعداد زیادی نقشه حمله به ایران طرحریزی شده است. در این گیر و دار، «پ.ک.ک» و پژاک ابزارهایی برای کاهش هزینه کار قلمداد میشوند. همه سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی در منطقه میدانند که آمریکا و اسرائیل از «پ.ک.ک» و پژاک حمایت میکنند. افزون بر این، «هرش»، روزنامهنگار آمریکایی نیز در نشریه نیویورکر در سال 2006 به طور مفصل و علنی به تحلیل این موضوع پرداخته بود. این موضوع در سال 2006 در رسانههای اسرائیل نیز مطرح شد. کشف سلاحهای آمریکایی در دست تروریستها نیز یک نشانه دیگر است؛ بنابراین،حمله ایران به پژاک کاملاً طبیعی است. ایران نمیخواهد در یک جنگ احتمالی از پشت ضربه بخورد. همچنین نمیخواهد خود را به پژاک و تروریستهای آن مشغول کند. 2- پژاک در دوره اخیر به شکلی گسترده به داخل ایران اسلحه حمل میکند. بخش مهمی از این سلاحها ساخت آمریکا است. به غیر از 190000 قبضه تفنگ که پنتاگون نیز آن را قبول کرده است، سلاحها و مهمات دیگری هم هست. به ویژه ماده منفجره C-4 که از مرز وارد میشود، حد و حساب ندارد. گمان میرود در جریان یک جنگ احتمالی این سلاحها در قیامی که برای ضربه زدن به ایران از پشت سر آغاز خواهد شد، به کار خواهند رفت. 3- پژاک از زمان جنگ عراق به این طرف تعداد زیادی از مأموران امنیتی را در داخل ایران کشته است. به عبارت کوتاه، دلایل ایران برای حمله به پایگاههای «پ.ک.ک» و پژاک بسایر قوی است. هر کشوری که با چنین وضعی روبهرو شود،در چهارچوب حق دفاع مشروع پاسخ لازم را میدهد، زیرا اداره مشروع منطقه درباره حملات تروریستها به ایران به وظیفه خود عمل نکرده است. به وضوح مشاهده میشود که مداخله ایران،ترکیه را هم خرسند کرده است، با افزایش حملات ایران،ترکیه نیز کنترل مرزها را افزایش میدهد و برای جلوگیری از عبور تروریستها از مرز، هر نوع تدبیری را به کار میبندند. حتی معلوم است که ترکیه نیز در برخی نقاط مرزی تروریستها را تحت فشار گذاشته است و این دو کشور سعی میکنند منطقه قندیل را از دو جناح محاصره و ایزوله کنند. برخی از اقشار ترکیه با مشاهده این منظره میگویند: «ایران درشمال عراق مداخله میکند، پس چرا ما عملیات برون مرزی انجام نمیدهیم؟». حتی بعضیها پا را از این هم فراتر میگذارند و میپرسند: آمریکا هیچ واکنشی به ایران نشان نمیدهد، پس چرا جلوی ترکیه را میگیرد ؟ این سوالات هرچند در ابتدا منطقی به نظر میرسند، اما در واقع این طور نیستند. چون که: 1- ترکیه هم اکنون نیز در داخل خاک عراق است. حملات هوایی و توپ باران را که ایران تازه شروع کرده است، ترکیه از دهه 1990 به این طرف مدام انجام میدهد. ترکیه در گذشته تعداد زیادی عملیات نظامی برون مرزی بزرگ انجام داده و به حملات هوایی نسبتاً کوچک نیز تقریباً بی وقفه ادامه میدهد. توپباران از نظر ترکیه یک تدبیر عادی و ساده است. افزون بر این، ما در داخل منطقه نظامیان مستقر و ماندگار داریم. 2- فرق مهم دیگر ما با ایران این است که کوه قندیل بر روی خط مرزی ترکیه واقع نشده است. کوه و پایگاههای تروریستی آن درست در روی مرز ایران ـ عراق قرار گرفته و ایران در فاصلهای است که با حملات از روز دور تا یک حدی میتواند نتیجه بگیرد.در این میان،ایرانیها خیلی بهتر از ما پایگاههای را که «پ.ک.ک» در کوه ساخته است میشناسند: بالاخره کارگری که ساختمان را ساخته است به اندازه کسی که در آن مینشیند به ساختمان آشنایی دارد،این طور نیست ؟ در این ارتباط، ترکیه فقط با تیر اندازی از راه دور و با عملیاتهای هوایی محدود نتیجه مورد نظر خود را نمیگیرد به انجام عملیاتهای بزرگتر و گسترده تر احساس ضرورت میکند. به عبارت دیگر، عملیات برون مرزی ترکیه به مشکلی که ایران هم اکنون انجام میدهد، نخواهد بود. گستردهتر و پرهزینه تر خواهد بود. 3- اینکه آمریکا دست کم تا کنون به ایران به دلیل حمله به شمال عراق واکنش چندان جدی نشان نداده، درست است. حتی واکنش عراق نیز بسیار سطحی و توام با احتیاط و ملاحظه بوده است. حتی کردهای عراقی نیز نتوانستهاند علناً با لحنی تهدید آمیز با ایران حرف بزنند. مثلاً لحن خشنی را که در قبال ترکیه به کار میبرند، در مورد ایران کار نبردهاند و به جای آن سعی کردهاند از راه کانالهای تبلیغاتی توجه افکار عمومی بین الملی را جلب کنند. زیرا ایران در داخل عراق بازیگر بسیار با نفوذی است. مخالفت علنی و کاملاً جدی کردها با ایران، هزینه بسیار سنگینی در عراق خواهد داشت. ایران چنان قدرتی دارد که مستقیماً میتواند به محیط نزدیک بارزانی و طالبانی حتی خسارات مادی نیز وارد کند. در رابطه نیز با آمریکا نیز خنده دار است اگر بگوییم به ایران واکنش نشان نداده و از حملات آن استقبال کرده است. چون که پنتاگون شب و روز برای حمله به ایران نقشه میکشد و چگونگی آن را حساب میکند. لحن اخیر بوش درباره ایران علناً لحن جنگ است. روابط ایران و آمریکا در یکی از بدترین سطح ممکن است. مقایسه کردن این رابطه با روابط ترکیه ـ آمریکا درست نیست. در این میان، درست نیست که علت انجام ندادن عملیات نظامی ترکیه در شمال عراق را فقط به آمریکا ربط دهیم. اگر نظر من را بخواهید، آمریکا به ویژه از فوریه 2007 به این طرف بارها نشان داد که یک عملیات نظامی محدود او را ناراحت نخواهد کرد. در واقع، کار دیگری هم نمیتوانست بکند. ولی اگر عملیات بزرگ شود و کلیه معادلات شمال عراق را زیر و رو کند. طبعاً آمریکا نیز وارد قضیه خواهد شد این در مورد ایران هم صدق میکند. مثلاً اگر حملات ایران به اربیل یا کرکوک تسری کند، درست نیست که تصور کنیم آمریکا سکوت خود را حفظ خواهد کرد. به عبارت دیگر، آمریکا در عراق مشکلات زیادی دارد و نمیخواهد که شمال آن نیز دستخوش نا آرامی شود. در این میان، باید حد و مرز حمایت آمریکا از «پ.ک.ک» را نیز خوب دانست. هم آمریکا و هم اسرائیل از «پ.ک.ک» علیه ایران حمایت میکنند. نه علیه ترکیه. به علاوه حتی بر علیه ایران نیز یک نیروی غیر قابل صرف نظر نیست. حتی در بین نخستین قربانیان خواهد بود. درست نیست که فکر کنیم برای بازی با کارت کرد به سازمانی مثل «پ.ک.ک» که عمرش به سر رسیده و آخرین نفسهایش را میکشد محکوم است. بر عکس «پ.ک.ک» برای روی پا ماندن به آمریکا محتاج است و با دستپاچگی تلاش میکند ثابت کند که به درد آمریکا میخورد. به عبارت کوتاه، اگر ترکیه علیه پایگاههای تروریستی «پ.ک.ک» در عراق یک عملیات متمرکز بر هدف انجام دهد، آمریکا واکنشی که از حد معقول فراتر برود نشان نخواهد داد. علت اینکه عملیات تا کنون انجام نشده است. به هیچ وجه فقط آمریکا نیست. 4- ترکیه یک مسئله بزرگ کرد، یک مسئله بزرگ منطقه جنوب شرق آناتولی و یک مسئله بزرگ ترور دارد. این سه مسئله در آن واحد و به شکلی بسیار قدرتمند در مقابل ترکیه ایستادهاند. با این که با یکدیگر ارتباط دارند، یک مسئله واحد به شمار نمیروند و هر یک به طور باور نکردنی ترکیه را خسته میکند و نیرویش را میمکد. همان آن که مسئله ایران با پژاک تا این اندازه گسترده و دامنه دار نیست. مسئله بینهایت حاشیهای است. در داخل ساختار خاص ایران نام منطقهای که کردها در آن زندگی میکنند کردستان است و حملات جدایی طلبانه پژاک نتوانسته است یک حرکت و جنبش تودهای به وجود آورد که کنترل آن برای تهران سخت باشد. در این ارتباط شاید ایران تلاش کند مشکلات خود را با کردها را با تدابیر موقتی تر حل کند. اما منطقه ترکیه پیچیده تر است. مسائلی که در سطرهای گذشته بر شمردیم. مزمن شده اند. به همین دلیل نیز ترکیه به مسائل یک بعد نگاه نمیکند میتوان با انجام یک عملیات نظامی در شمال عراق صدها تروریست را کشت. اما عواقب سیاسی آن چه خواهد بود؟ آیا حمله ایران به پایگاههای «پ.ک.ک» در عراق با حمله ترکیه به این پایگاهها نتایج یکسانی خواهد داشت؟ اگر پیروزیهایی که در عرصه نظامی کسب خواهیم کرد در عرصه سیاسی به شکل تقویت «پ.ک.ک» به سویمان بازگردد، چه خواهد شد؟ منظورمان این نیست که در شمال عراق عملیات نظامی انجام ندهیم. اما ترکیه باید بسیار گسترده تر از ایران به ابعاد این قبیل عملیاتها بیندیشد و به طور هماهنگ همزمان انجام دهد. اقتصاد ترکیه مثل ایران فقط متکی به نفت نیست. بر خلاف ایران، ترکیه در حال مذاکرات عضویت کامل در اتحادیه اروپا است... تعداد ابعاد متفاوت خیلی بیشتر از این است. یعنی ترکیه نمیتواند با فیل به درون مغازه بلور فروشی برود. اگر هم قرار است برود. باید فایده اش به قدری باشد که ارزش این هزینه را داشته باشد. صرف نظر از هزینههای سیاسی واقتصادی، جنگ ترکیه با تروریستها در داخل کشور نیز عمق دارد. سازمان تروریستی در عمق صدها کیلومتر در داخل ترکیه دست به حمله میزند و باید شمال عراق را نیز به این اضافه کرد. این وضع را نمیتوان با بمباران هوایی و شلیک چند عدد توپ توسط ایران، یکی دانست به عبارت دیگر، ترکیه مجبور است زنجیرهای از عملیاتهای گسترده تر و همه جانبه تر را تقریباً بدون اشتباه انجام دهد. به همین دلیل نیز تا کنون سعی شده است با دیپلماسی و سایر ابزاری که هزینه نسبتاً پایینتری دارند، نتیجه گرفته شود. 5- فرق دیگری که بین ایران و ترکیه وجود دارد، در نحوه مدیریت و دولتشان است. در ایران دولت انقلابی وجود دارد و علیرغم کلیه رقابتها، دولت تهران مثل یک نوع جبهه سیاه تصمیمگیری میکند، اما در ترکیه حتی اساسی ترین و حیاتیترین نهادها نیز به جان یکدیگر افتاده و عملیات برون مرزی در عراق به نوعی ابزار در کشمکشهای سازمانی و فردی تبدیل شده است. به عبارت دیگر، علت وارد نشدن ترکیه به شمال عراق ناشی از کمبود قدرت نیست، بلکه ناشی از فقدان توافق داخلی حتی در حساس ترین موضوعات است. البته باید اضافه کنیم. عدهای معدود اما با نفوذ هم هستند که مسائل امنیتی خارجی را ابزار اهداف سیاسی داخلی خود کرده و انجام عملیات را دشوار میسازند. در گذشته این طور وانمود شده که بین چانکایا نخست وزیر و ارتش رقابت وجود دارد که هزینه این امر بسیار سنگین بوده است. به یاد بیاورید کسانی را که میگفتند اگر وارد شمال عراق شویم، در ترکیه انتخابات برگزار نخواهد شد. 6- به دنبال این دادهها و اطلاعات میتوان گفت که با نگاه به توپباران ایران درک اینکه چرا ترکیه عملیات نظامی برون مرزی انجام نمیدهد، ممکن نیست. منبع : بازتاب
|