پایداری دولت نهم، یک مطالبه ملی

پایداری دولت نهم، یک مطالبه ملی

 

 

مجتبی شاکری : استحاله شده اند...

مجتبی شاکری عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی نیز در گفت و گو با خبرنگار رجانیوز، با مسبوق به سابقه دانستن چنین اقداماتی از سوی طیف اپوزیسیون دوم خرداد گفت: در پشت این نوع بیانیه ها و اظهار نظرها واقعیت های مهمی وجود دارد و آن استحاله شدن این افراد است. این گروه ها پیش از این و در جریان طرح  مباحثی مثل خروج از نظام، تغییر قانون اساسی، نامه جام زهر به مقام معظم رهبری و تحصن در جریان انتخابات مجلس هفتم هم این مباحث را دنبال کرده اند.

وی افزود: اصلاحات در دیدگاه این افراد اصلاحات خارج از نظام است و در نتیجه در اظهار نظرها و موضع گیری های خود، عموما مطالبی را عنوان می کنند که مورد خواست و نظر آمریکا و اروپاست. شاکری افزود در بحث انرژی هسته ای هم آنها فکر می کنند که این انرژی، حق ما نیست و تنها با اجازه و نظر آمریکا می توانیم از آن استفاده کنیم.

وی افزود: در شرایط فعلی استراتژی گروه های اپوزیسیون دوم خردادی ایجاد اختلاف بین گروه های اصول گرا و دولت است و بر همین مبنا  علی رغم تاکیدات مقام معظم رهبری مبنی بر ضرورت وفاق گروه های سیاسی و همچنین صحبت های اخیر رئیس جمهور در خوزستان و تاکید ایشان بر وفاق و همدلی دست به اینگونه اقدامات زده اند.

 

 انبارلویی: پایداری دولت نهم یک مطالبه ملی است

کاظم انبار لویی، رئیس مرکز سیاسی موتلفه در گفت و گو با خبرنگار رجانیوز در واکنش به انتشار بیانیه اخیر حزب مشارکت که در آن با انتقاد از دولت نهم،  سیاست های هسته ای کشور ناسنجیده و مبتنی بر تنگ نظری و فرصت سوزی نامیده شده بود، گفت: سیاست های دولت، سیاست های درست و حکیمانه ای است و محصول اجماع نظر مسئولین نظام می باشد.

انبارلویی گفت: دولت نهم در آغاز فعالیتش برای جبرای سه سال فرصت سوزی، مجبور شد سیاست جدیدی را در پیش بگیرد و طی یکسال گذشته، گام های بلندی هم در این راه  برداشته است.

وی افزود: حمایت های ملت در جریان سفرهای استانی دولت نشان از آن دارد که دستیابی به انرژی هسته ای و استمرار سیاست های فعلی به مطالبه ای ملی تبدیل شده است.

رئیس مرکز سیاسی حزب موتلفه اسلامی تاکید کرد: هیچ کس نه صلاحیت و نه توانایی آن را دارد که در مقابل این مطالبه ملی بایستد و در شرایط فعلی هر تحلیلی غیر از نظر مردم محکوم به شکست است.

 

سلیمی نمین: می خواهند با این اتهامات غیر منطقی به دولت ضربه بزنند.

عباس سلیمی نمین، مدیر دفتر تدوین و مطالعات تاریخ ایران نیز در گفت و گو با خبرنگار رجانیوز گفت: به طور معمول اگر سیاستی توسط شورای امنیت ملی کشور اتخاذ می شود، می بایست از طرف همه مردم محترم داشته شود.

وی افزود: علی القاعده انرژی هسته ای موضوعی است که شخصی نیست و رئیس جمهور به همراه بقیه سران کشور در آن دارای حق رای است و اگر بعضی فکر می کنند با مستمسک قرار دادن این موضوع می توانند به دولت ضربه بزنند در اشتباه هستند چرا که این اتهام نه منطقی است و نه معقول! 

این فعال سیاسی در مورد پرونده هسته ای ایران هم گفت: ایران بر مبنای NPT عمل کرده است و علاوه بر این همواره باب مذاکره را باز گذاشته است و حتی ایران حاضر شده است دایره طرف های مذاکره کننده را باز کرده و ‍یشنهاد مذاکره مستقیم در مورد عراق را هم مطرح کرده است.

وی افزود به نظر می رسد آنچه در این راه مشکل به وجود آورده است نه عملکرد دولت ایران بلکه کارشکنی های آمریکاست.

سلیمی نمین تاکید کرد شاید برخی از گروه های سیاسی اینگونه مطرح کنند که اگر آنها بر سر کار بودند سیاست جامع تری در پیش گرفته و به گونه بهتری عمل می کردند اما این به هیچ وجه قابل قبول نیست چرا که عملکرد آنها در زمان دولت آقای خاتمی که به ید با کفایت آنان اداره می شد و همچنین مواضعی که اتخاذ کردند موجود است.

وی افزود در زمان دولت آقای خاتمی فرصت زیادی برای به تفاهم رسیدن به اروپایی ها داده شد ولی آنان از این فرصت استفاده نکردند و هیچ تغییری در مواضعشان که در راستای تضییع حقوق ملت ایران بود به وجود نیاوردند.

این فعال سیاسی در پایان به گروه ها و احزاب سیاسی توصیه کرد دایره رقابت خود را به حوزه مسایل ملی و مطالبات عمومی مردم وارد نکنند. وی افزود: ورود به چنین مباحثی و استفاده سیاسی از هر موضوعی از نشانه های احزاب توسعه نیافته است.

 

کوچک زاده : هدف از انتشار این بیانیه ایجاد وحشت در مردم است.

آنچه که در بیانیه حزب مشارکت در مورد مساله هسته ای و قطعنامه شورای امنیت موج می زند، خیانت به ملت و ایجاد رعب و وحشت در مردم است.

مهدی کوچک زاده عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار رجانیوز در خصوص «هدف حزب مشارکت از صدور این بیانیه و اصرار به مذاکره با امریکا» اظهار داشت: منظور مشارکت از اینکه باید عواقب سیاستهای هسته ای شفاف برای مردم توضیح داده شود، چیست؟

کوچک زاده با اشاره به اینکه با این بیانیه می خواهند در دل مردم رعب ایجاد کنند، افزود: در صدد این هستند که به ملت القا کنند یا تسلیم زورگویی های شورای امنیت شوید و یا اگر نشوید با تهاجم نظامی روبرو خواهید شد.

وی همچنین اظهار داشت: این با منطق حزب مشارکت همخوانی دارد، اینها از اول به دنبال معامله بر سر منافع و عزت ملت ایران بودند. از همان روزی که دستشان در اصلاح طلبی آمریکایی و فجایعی که در طول 8 سال حاکمیت خود به بار آوردند رو شد.آنها در طول این مدت نه تنها هیچگاه در پی تثبیت آرمانهای خمینی کبیر (ره) نبودند، بلکه به دنبال محو ساختن آنها نیز بوده اند. اینها ملتی را می پسندند که در برابر قلدری ها مقاومت به خرج ندهد و سر تسلیم فرود آورد.

کوچک زاده در ادامه با انتقاد از مسئولین اجرایی و قضایی به دلیل عدم برخورد با یاوه سرایی های مغایر با امنیت ملی تأکید کرد: مواضع اینچنینی از سوی این حزب، تعجب آور نیست بلکه مسبوق به سابقه است، عجیب آنست که در حکومت اسلامی اجازه اینگونه یاوه سرایی ها به نام آزادی بیان در مسئله ای با این درجه از حساسیت، داده می شود، حال آنکه بحث منافع امت اسلامی است و مسئولین قضایی و اجرایی نباید اجازه دهند بلندگوهای باز بر علیه منافع ملی جوسازی کنند.

عضو کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی همچنین تصریح کرد: نباید از ترس برچسب های کهنه شده ای مثل ارتجاع، دیکتاتوری و عدم وجود آزادی بیان، اجازه داد با منافع ملی بازی شود. قلم هایی که بر علیه آزادی و سربلندی ملت ایران می چرخند، بدون واهمه و نگرانی باید شکسته شوند چرا که هر مملکتی خطوط قرمزی برای خود دارد که عبور از آنها موجب ضرر و زیان ملی است.
کوچک زاده همچنین با اشاره به آیه قرآن افزود: "انما ذلکم الشیطان یخوف اولیاءه فلا تخافوهم و خافون ان کنتم مومنین"، این آیه صریح قرآ‹ است که شیطان دوستان خود را می ترساند، طبق صریح آیه کسانی که ملت را از عواقب عدم پیروی از دستورات زورگویانه امریکا و شورای امنیت سازمان ملل می ترسانند، اصحاب شیطانند.

ارتباط معرفت شناختی انتخابات و سفرهای استانی دولت نهم

ارتباط معرفت شناختی انتخابات و سفرهای استانی دولت نهم


علی جعفری*


1 - یک کلیشه نسبتا رایج در ادبیات سیاسی – رسانه ای کشور وجود دارد و آن نشستن مطبوعات به جای احزاب است. یعنی خلاء وجود احزاب و تشکیلات منظم و دارای برنامه از طریق روزنامه یا سایت پر شود. مثل اینکه به جای مغازه فقط ویترین مغازه داشته باشیم. دنبال کنندگان این راه نه تنها مغازه ای به دست نخواهند آورد بلکه ویترین خود را نیز ازدرجه اعتبار و کسب اعتماد مشتریان ساقط خواهند کرد. این اتفاق تلخ برای چندمین بار در طول تاریخ حاکمیت سیاست و مطبوعات ایران، در سال های حاکمیت پارادایم اصلاحات بر فضای سیاسی – اجتماعی – رسانه ای ایران بار دیگر تکرار شد.

2 – وقتی ویترین با تمام جذابیت ها و مزایایش چیزی برای عرضه به مشتری نداشته باشد پس در حقیقت نسبتی با او ندارد. پس هدف اصلی از جلب توجه رهگذران سلب توجه آنان از توجه به سایر ویترین هاست و بس! در این حالت است که طرف واقعی ویترین ما دیگر مشتری نیست بلکه سایر ویترین های رقیب است درست مثل روزنامه های جایگزین احزاب که به جای مخاطب قرار دادن مردم، با یکدیگر حرف می زنند. گویا کارکرد روزنامه ها فقط یک رو نوشت به ملت جهت اطلاع از دعوای قدرت است! بدین ترتیب روزنامه های در دست صاحبان زر و زور به یک تزویر نامه محض با صفحات اول پر از مراودات شخصیت ها و قدرت ها و منیت ها تبدیل می شود.

3 -  در این روزنامه ها همیشه مسایلی وجود دارد که برای چهره های ثابت ، همان ها که تیترهای اول از رفتار ها و گفتارهای ایشان تشکیل می شود، خیلی مهم است. آنها دائم از اهمیت یک موضوع صحبت می کنند ولی نه اینکه دلایل و شواهد خود را به ملت عرضه کنند.
قرار نیست مردم طرف خطاب باشند بلکه قرار است هر روز صبح از مجموعه این گفتگوها و رفتارهایی که حالا دیگر شکل تیتر و عکس و مطلب به خود گرفته اند، فقط مطلع باشند! مهم نیست مردم چه سوالات، ابهامات یا خواسته هایی دارند بلکه مهم این است که پاسخ ها و خواسته های ما را بدانند.(بخوانید خواسته های ما را خواسته های خود بدانند)

4 – البته روزنامه های زنجیره ای حزبی این کارها را با رعایت همه اصول حرفه ای انجام می دهند تا مبادا دستشان رو شود غافل از اینکه سواد رسانه ای خصوصا مطبوعاتی مردم در طول هشت سال گذشته آنقدر بالا رفته است که دیگر تیتر اول یک مطبوعه را به عنوان مساله اول زندگی خود محسوب نکنند. ذهنیت تاریخی مردم ایران معمولا مسایل  احزاب را به عنوان مسایل خود تلقی نکرده است. جالب این که احزاب به وجود این ذهنیت آگاه بوده اند لذا بساط سیاسی خود را نه در احزاب بلکه در دانشگاه ها یا مطبوعات پهن می کنند.

5 – استفاده از تکنیک پنهان شدن پشت دانشگاه و مطبوعات نیز فقط شش سال جواب داد و توانست مساله اصلی احزاب را به مساله اصلی مردم تبدیل کند. دقیقا از سال هفتم اصلاحات نه تنها مردم بلکه خود دانشگاهیان و نه تنها مردم بلکه بدنه عظیمی از حرفه ای های عرصه مطبوعات، لزوم اینکه مساله اول مطبوعات و مساله اول بدنه فعال سیاسی دانشگاه همان مساله مردم است را مورد تردید قرار دادند. امروزه باید این تردید جدید را نیز به ذهنیت تاریخی منفی مردم ایران نسبت به احزاب، این بار نسبت به حرکت های سیاسی دانشگاهی تند رو و حرکت های مطبوعاتی از نوع اصلاحاتی آن اضافه کنیم.

6 -  علی رغم اینکه احزاب نسبت به وجهه منفی خود نزد مردم یک آگاهی نسبی دارند ولی هنوز این خود آگاهی را در خصوص ذهنیت منفی مردم به مطبوعات حزبی و حرکت های حزبی دانشگاهی به دست نیاورده اند – بخوانید نمی خواهند بپذیرند- نشانه این جهالت یا تمرد شناختی، مواضعی است که در روزهای اخیر با پوشش درجه یک مطبوعاتی حرکت افراطی عده ای دانشجوی حزبی دانشگاه امیر کبیر و همچنین در پافشاری جانانه در برابر مظلومیت انتخاباتی، قبل و خصوصا پس از روز انتخابات قابل مشاهده است. غافل از اینکه مردم حداقل در دو سال اخیر نشان داده اند توجه چندانی به آنان ندارند.

7 – این روزها در مطبوعات حزبی مذکور سعی بر القای چند تسلط گفتمانی است:
- تسلط گفتمان کارآمدی حرکت های حذبی بر گفتمان کارآمدی حرکت های مردمی( این که احزاب دوم خردادی به وحدت انتخاباتی رسیدند ولی لصولگرایان نتوانستند متحد شوند)
- تسلط گفتمان پیروزی احزاب بر شکست احزاب در انتخابات (این که ما پیروز شدیم ولی نمی خواهند اسم لیست حزبی ما از صندوق بیرون بیاید)
- تسلط گفتمان کارآمدی احزاب در اداره کشور به گفتمان کارآمدی شایستگان برآمده از مردم( اینکه پس از ایجاد گرانی دست ساز آن را با موج تبلیغاتی تقویت کنن و تمام موفقیت های دولت مردمی را به حساب تلاش های دولت های حزبی قبلی برگردانند)
- تسلط گفتمان فرار از اصول به سمت منافع بر گفتمان ایستادگی بر اصول برای کسب منافع(این که حرکت های بین اللمللی رئیس جمهور موضع نظام و ملت نیست و موضع شخصی است که موقتا قدرت بدستش افتاده)
- تسلط گفتمان موجه بودن قدری از فساد و مفسد بر گفتمان ریشه کن کردن فساد و مفسد(این که چون اقتصاد و مولدان سرمایه، مبارزه با ناهنجاری های اقتصادی را برنمی تابند، این حرکت ها جز تلف کردن وقت و بدبین کردن ملت از یک طرف و کند شدن حرکت اقتصادی کشور از طرف دیگرچیزی عاید ملت نخواهد کرد)

8- اما مهمترین و جدیدترین جریان القایی و اقناعی که در روزنامه های زنجیره ای احزاب خصوصا قبل و بعد از انتخابات شوراها به چشم می خورد القا حزبی بودن حرکت های دولت و خصوصا طرفداران مردمی او در انتخابات است. جالب این است که پس از این که جریان مذکور به هیچ وجه نتوانست القا مذکور را در خصوص روی کارآمدن مردمی دولت با موفقیت اجرا کند اینک در خصوص ادامه حرکت عدالت طلبانه طرفداران مردمی دولت پیاده می کند.

کاربرد نهایی این القا برای جریان مذکور مشخص است: اگر قرار باشد انگاره و تصویر دولت و بدنه فعال مردمی همراه او در نظر ملت خارج از چارچوب حزبی شکل بگیرد با این روند موفقیت و کارآمدی که دولت در پیش گرفته است نه تنها رقبای انتخاباتی سابق بلکه کل هویت تحزب بدین شکل که تاکنون وجود داشته زیر یک علامت سئوال بزرگ قرار خواهد گرفت. لذا ایشان به جای ارتقا و رهاسازی خود از غل و زنجیرهای باندی و گروهی به سطح ملی و بومی مردم ، سعی می کنند نه خود دولت بل انگاره آن را در نزد ملت در حد یک حزب مثل خودشان پایین بیاورند. به نظر نگارنده –که مبتنی بر تجربیات چندین ساله از مشاهده افت و خیزهای حرکت انقلابی ده سال اخیر ایرانیان است- انگاره های القایی در گستره رو به تزاید خدمات مختلف دولت و عمق روز افزون روابط عاطفی او با ملت حل خواهد شد.

9- ورای همه این جنجالهای حزبی مردم عملکرد انتخاباتی دولت را در مقایسه با دولت های سابق مرور خواهند کرد. آن ها می بینند که دولت یک انتخابات واقعا سالم برگزار کرده است . چون می دانند به چه کسانی رای داده اند و به چه کسانی رای نداده اند.
مردم حداقل در تهران به احزاب رای ندادند، آن ها حتی به لیست ها هم رای ندادند بلکه به افراد شاخصی رای داده اند که احزاب و جریانها برای نجات خود به آن ها تمسک می جویند . بنابر این دست و پا زدن های حزبی پس از انتخابات برای مردم کاملا بی معنی است.

10- حرکت های امیدبخش و مکتبی دولت با چاشنی انتخابات مردمی که تقریبا هر سال برگزار می شود، احزاب را وادار خواهد کرد که نه با خودشان و برای تقسیم قدرت بین خودشان بلکه با مردم و برای اخذ فرصت خدمت از ایشان صحبت کنند.
انتخابات 24 آذر نشان داد که از این پس باید یک تجلیگاه دیگر پیوند دولت-مردم را نیز به سفر های استانی ریاست جمهور اضافه کرد و آن هر انتخاباتی است که در ایران برگزار خواهد شد. همانگونه که سفرهای استانی رئیس جمهور در ترویج فرهنگ علی وار ارتباط سهل و حقیقی مردم با قدرت و قدرتمندان یک دانشگاه اسلامی بزرگ است. انتخابات های همزمان با دولت نهم نیز در ترویج فرهنگ علی وار ارتباط متواضعانه و خالصانه قدرت و قدرتمندان با مردم حرف اول را خواهد زد. نتیجه نهایی این دو سیستم قطع سیکل کشنده مشخص شدن همه چیز در لابی های پشت پرده قدرت و قدرتمندان است فارغ از این که "من" یا "او"  رای بیاورد.

*دانشجوی دکترای فرهنگ و ارتباطات

رفتار شناسی انتخاباتی در ارومیه - عطایی

رفتار شناسی انتخاباتی در ارومیه

رفتار شناسی انتخاباتی در ارومیه
اقلیت پیشتاز, زنان فرصت شناس
حامد عطائی
Hamed_ataei_m@yahoo.com


طبق یک اصل نانوشته رویدادهای سیاسی در جامعه ایران معلول نوع رفتار حاکمیت در برهه های پیش از آن مقطع است و چندانکه بر اساس ادبیات کلاسیک سیاسی رای سخن توده هاست, در کشوری چو ایران که تصمیمات و کنشهای مردمی بدون ضابطه و اصولی و غالباً غیر منتظره و تنها در آوردگاه انتخابات رخ مینماید, پاسخی است روشن و بلاواسطه به سیاستهای صحیح و یا نادرستی که سیاستگزاران و حکمرانان اعمال نموده اند و از اینروست که بعضاً نتایج درخشان از میزان استقبال مردمی در انتخاباتی چون دوم خرداد76 و 24 آذر 85 با تعبیر ((حماسه)) یاد میشودو البته نتایج سرد وبی اعتنایی تامل بر انگیز در صحنه هایی دیگر تا مدتها سوژه نقد و تحلیل و چاره اندیشی تئوری پردازان را فراهم آورنده اند.
دوم خرداد 76 که در آن غلیان توده ها در اعتراضی فراگیر ارکان نظام بورژوازی سرمایه سالار را به زیر کشیدو جناح پیروز را بر مرکب قدرت نشاند نه شیفتگی به جریانی که زمانی بر اریکه دولت مستاجل آرمیده و آزمون واداده،که واخواهی عمومی برای تغییر در سامانه اجرای مملکت به گونه ای بود که در آن فاصله بین فقیر و غنی به حداقل نزدیک شود و این ایده آل هرچند در لابه لای شعارهای انتخاباتی چپ اسلامی یافت نشد و وقعی هم بدان نهاده نیامد اما سکوت سرد و مرموز مردم اینبار چنان بر سر نظام رانت و سرمایه و بورژوا و بوروکرات ویران شد که حیرت جهان را هم متوجه خود کرد.بسیاری از تحلیلگران عمدتاٌ بیگانه رخداد 76 را به مثابه انتخابات غربی و مدل فرانسوی آن تعبیر کردند که در آن مردم ناراضی از وضع موجود در تغییر قوه مجریه تنها یک هدف را مدنظر دارند و آن تغییر درزیر و بم ضرباهنگ اداره است و نه چیز دیگر، و انتخابات ایران در آن ایام اعتراضی آرام،دموکراتیک و فانتزی تلقی شد برای جلوگیری از ناآرامی های خیابانی افسار گسیخته و این تعابیر غربی بود که البته گرته برداریهای وطنی هم از آن شد. اما هدف اساسی در هر انتخاباتی برای نظام جمهوری اسلامی همانا حضور و استقبال مردمی است،چرا که تمامی رقبایی که در صحنه سیاسی تا حد درگیریهای فیزیکی و شبه پارتیزانی به فعالیت مشغول اند رجال مورد تایید همین نظام اسلامی مردم سالارند و سیستم نظارتی در مملکت تا حدی قدرتمند هست که بدنه حکومت از تیررس دسایس نااهلان مصون بماند.
درست در همان زمان و هنگامیکه ابراز امیدواری مقام معظم رهبری از حضور سی میلیونی با نتایج غیر منتظره آن همخوانی یافت خط بطلانی بر تمام تعابیر غیر واقع دوست و دشمن کشیده شد.
مجلس ششم فرزند مشروع،مستقیم و بلاواسطه دوم خرداد بود. عرصه ای که تا آن زمان جناح اصلاحات چنین بستر و فضایی برای همه گونه مانور سیاسی در اختیار نداشت و طرح هایی چون اصلاح قانون مطبوعات(ناکام)، دست درازی به قوانین انتخابات، زمزمه هایی چون رفراندوم برای تغییر قانون اساسی، تحقیق و تفحص از صداو سیما و... که مجلس را یک دیگ دائماٌ جوشان و ملتهب مینمایاند، پیش فرض های قبلی مبنی بر سیاسی و جناحی صرف بودن جریان اصلاحات و از همه مهمتر بی پدر و مادر بودن این جنبش را قوت بخشید چندانکه در ادامه با نقدهایی از درون و از سوی سیاستگزاران و تئوریسین های خودی دچار اضمحلال شدو ساختمان کج و معوج و بی پایه و بی سقف اصلاح طلبی با نیش لرزه ای در شورای دوم در آستانه فروپاشی قرار گرفت که نهایتاٌ تیر خلاص آن با مجلس هفتم زده شد...

تا سوم تیر
هرچند سوم تیر هم از حیث رای دهندگان و هم رای ندهندگان مجال مفصلی برای تحلیل میطلبد اما محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری نهم در جایی قرار گرفت که مردم تورشان را پهن کرده بودند و حلقه گمشده ای را می جست که تنها به یک گفتمان قابل فهم و اجرا تجهیز شده باشد و آن گفتمان ((عدالت)) بود.
عدالتی با ضمانت اجرایی و عقبه ای قابل اتکا و ابزارهایی برای فتح و چنگ زدن به تمام پرده ها و پشت پرده ها و خط ها و مرزها و سایه ها.
رفتاری نسبتاٌ خفیف و رازآلود با رای مقبول به مردی که بدون سابقه ای عریض و طویل قدرتمداری از جغرافیای کلان شهری به پهنه سیاسی،فرهنگی،عقیدتی،اجتماعی و اقتصادی کلانِ مملکتی قدم میگذاشت بسترسازی برای ظهور اندیشه ای بود که انقلاب برپایه آن شکل گرفته بود و این راه بس دراز و صعب العبوربوده و هست و افسوس که سیاستمداران ما تا کنون از هیچ رفتاری از جانب مردم تا کنون درس نگرفته اند و فرصت احمدی نژاد هم در حال سوختن است!


و اما شهر...
ارومیه شهری که از آن با عناوین دهان پر کنی چون سرزمین فرهنگها و قومیتها،ادیان و تمدنها، شهر سوق الجیشی،منطقه با استعداد، پاریس و ... یاد میشود فعلاٌ که قواره های آن در حد هیچکدام از اینها نیست و بیشتر شهری سوخته را میماند که با هیچ نظام مهندسی و سیاست کلان و خردی معضلات آن حل شدنی نیست!
این شهر در ظاهر امر یک گره کوچک دارد که میتوان آنرا با دو انگشت دست گشود.
اوایل انقلاب این شهر جولانگاه ایدئولوژی ها و مشت و لگدهای دو جریان مدعی و سهم طلب بود که در یک طرف این دعوا طرفداران افکار چپ، فدائیان خلق و مسلمانان مبارز قرار داشتند که طلایه دار این جریان نیروهایی بودند که بعد از تسویه از سپاه عنوان ((امتی)) یافتند و به جز روزگار اول انقلاب هرگز در درگیریهای سیاسی حداقل در ظاهر آفتابی نشدندو سوی دیگر نیروهایی بودند که تا به امروز نام و شناسنامه ای برای خود دست و پا نکرده اند، هرچند به ظاهر دست و بال این طیف برای همه گونه عرض اندام باز است اما خود این افراد درون خود مشکلاتی دارند که عملکرد آنان را تا به امروز با ناکامی روبه رو ساخته است.
جریان امتی یک زمانی و بعد از غسل توبه حجتیه ایها دشمن حجتیه شد،روزگاری خود را در برابر حزب ا.. یافت و امروزه هرچند خطری از بابت ایشان احساس نمی شود اما اصولگرایان عنوان عبارتی است خود را جبهه مقابل حجتیه میداند.
جریان اصولگرا در ارومیه یک موجودیت ناقص الخلقه دارد که هر چند صاحب و مرشدی برای آن نیست اما در دامن خود نیروهایی را می پروردکه هر کدام شان قبای تولیت اصولگرایی را بر تن می کنند و خویش را داعیه دار هدایت میدانند. اصولگرایی ارومیه بر خلاف تعابیری که از آن میشود دچار قحط الرجال نیست بل کلکسیونی از خانواده شهید،جانباز،ایثارگر، تحصیلکرده، برخوردار از سوابق مدیریتی، جنگ دیده و زجر کشیده است که همین تعدد نخبه خود یک مشکل اساسی است. اصولگرایان شهر بر اساس ارزش هایی که بدان معروف اند اصولگرا شده‌اندواز جمله همین ارزشها پایبندی به مبانی و معارف منبر و محراب است. هرچند جریان روحانیت و نوع قدرتمند آن(از حیث میزان نبوغ و نفوذ و مردم مداری) تمایلی به ورود به بحث و جدل و زد و بندهای متعارف سیاسی ندارند اما مریدانشان بی اندازه علاقه مندند به قرار گرفتن زیر بیرق روحانیان و همین نیت خالص و پاک به راحتی قابل انحراف و سوء استفاده است؛چه،در مقطع فعلی نام روحانیت پرگاری است برای اجتماع یک نوع خاص از اصولگرایان و صف آرایی در مقابل نوع دیگر و طبیعی است که در این رویارویی پیروزی نصیب جریان است و شکست محتمل گریبانگیر نام و کاریزمای روحانیت!
مصیبت زمانی مضاعف است که صندوق های رای در هر دوره ای مسلخی است برای قربانی کردن نام و اعتبار دو قطب(و شاید سه قطب و بیشتر)روحانی شهر و افسوس و حسرت که در صورت روی دادن هرکدام از دو حالت فتح یا شکست این اعتبار و آوازه روحانیت است که هزینه شده و برای روزهای ـآینده هیچ تدبیری نیست!
یک فلاش بک به تاریخ 10 ساله اخیر داستان جالبی را از اوضاع و احوال برادران اصولگرا روایت میکند. بعد از دوم خرداد که آذربایجان غربی با بیش از 76 درصد رای به خاتمی در صدر استانهای رای دهنده به رئیس جمهور منتخب بعد از زادگاه وی ایستاد در اولین آوردگاه جدی برای جلوگیری از موج در حال تزاید چپ اندیشی و اصلاح گرایی با انبوهی از چهره های موجه و غیر موجه اصولگرایان در مقابل دوم خردادیان و اصلاح طلبان نوظهور صف آرایی کردند و این زمان موعد مجلس ششم بود. اصولگرایی ارومیه اینبار با نام و عنوان تشکل های همسو و پیروان خط امام و رهبری وارد گود شد در شرایطی که حزب دولت ساخته مشارکت همه گونه ساز و برگ را برای قبضه تمام و کمال پاربمان در اختیار آورده بود و در یک آوردگاه سونامی وار توانست کلیه رقبای راست سنتی،مستقل و غیر مشارکتی را ضربه فنی کند.در این میان البته بک پدیده نادر نیز در تاریخ ارومیه ثبت شد:
شهربانو امانی کاندیدای سابقاٌ موتلفه ای مجلس چهارم و نماینده اول ارومیه در مجلس پنجم مورد توجه اصلاحات قرار گرفت و در شرایطی که یکسال پیش از آن فریبا بشیری در اولین دوره انتخابات شورای شهر با اکثریت قاطع و فاصله فاحش با دیگر رقبا به عضویت شورای شهر ارومیه انتخاب شده بوداین پیش فرض را که اصلاحات برای انسجام و تجهیز پایگاههای خود میتواند روی زنان و گرایشات فیمینیستی آنان حساب ویژه باز کند را بیش از پیش تقویت کرد.امانی و یک چپی دیگر بعنوان کاندیدای مورد حمایت اصلاحات در مجلس ششم به رقابت برخاستند و این در حالی بود که روی نفر سوم لیستهای دو حزب دوم خردادی یعنی همبستگی و مشارکت اختلاف وجود داشت و فتاح پور کاندیدای کرد دوم خردادی دیگر تنها در لیست ملی مذهبی ها آنهم بعنوان نفر چهارم قرار گرفت.اما آراء قابل توجه این داروساز کرد معادلات را در دور دوم قدری تغییر دادو جبهه دوم خرداد که آنزمان در تغییر مستمر وشبانه تاکتیک هایش استادانه عمل میکردمتوجه کانون دیگری شد و آن رای غالب اقلیت کرد بود که پراکندگی روستایی و عشایری نفوس در آنها از شهرها که بیشتر در قبضه اصولگرایان بود بیشتر مینمود.
کریم فتاح پور در دور دوم در شرایطی با رای استثنایی 120هزاری به مجلس رفت که بر طبق اعلان رسمی فرمانداری وقت حائزین شرایط اهل تسنن و کرد در شهرستان ارومیه تنها 50 هزار نفر بود و با فرض اینکه کلیه اکراد به کاندیدای کرد رای داده باشند چیزی در حدود 70 هزار رای شهروندان ترک زبان و اهل تشیع به حساب وی ریخته شد. اینگونه شد که فتاح پور در مجلس ششم با تشکیل فراکسیونی تحت عنوان کرد به ریاست این فراکسیون رسیدو عضویت در کمیسیون اصل 90 و حمایت از زندانیان سیاسی و باقی ماجرا وی را به یک چهره جنجالی بدل کرد.
امانی هم که حال و روزی روشن یافت و خیلی سریع توانست پله های ترقی را طی و از ارکان تصمیم گیری اصلاحات شده و حتی یک مورد تا حد دبیر کلی حزب همبستگی هم پیش رفت.
حضور محمود یگانلی دیگر منتخب لیست اصلاحات ارومیه نیز باعث دمیدن روح تازه ای در کالبد جریانات سابقه دار گردیدو تحرکات ملی و منطقه ای در تحکیم مدیران منتسب به این جریان شتاب بیشتری گرفت؛ اصولگرایی ارومیه هم بعد از مجلس ششم به کما رفت و نتیجه وحشتناک این انتخابات نه تنها درس عبرتی را متوجه برادران تصمیم ساز نکرد بلکه در ادامه اتفاقات جالبتری نیز رخ داد...
صدای پای اختلاف و تفرقه در اردوی اصولگرایان بعد از شوک بهمن 78 شنیده میشد. پایگاههای روحانی شهر تقویت شدند و اینبار نه برای اتحاد استراتژیک در مقابل جریان فزاینده تجزیه طلبی و فیمینیسم که برای ضربه زدن به پیکر نیمه جان اصولگرایی به بهانه نقد از درون!
موعد انتخابات شورای دوم فرارسید. اصولگرایان که اینبار سعی در تبعیت از جریان ملی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب و با تشکیل هسته استانی آن در ارومیه اقدام به تهیه لیستی تک محورانه و سؤال برانگیز نموده بودند در سویی خیال رقبا را از خطر و تهدیدی جدی راحت کردند و از سویی دیگر دشمنان بالقوه ای را تحت نام حزب اللهی و اصولگرا دور خود جمع کردند که هر جا توانستند بر علیه یکدیگر صف آرایی کردند. تریبونهای رسمی و محفلی نیروهای انقلاب به محلی برای بدو بیراه گفتن و شاخ و شانه کشیدن بر علیه یکدیگر بدل شد و اگر نبود تمهیدات سیستمهای نظارتی و دلسوزیهای فرامنطقه ای امروز حال و روز اصولگرایی نامشخص و البته مایوس کننده بود.


یک تحلیل بی طرفانه و منصفانه نشان می دهد جریان اصولگرای ارومیه از فردای شورای شهر اول و بویژه مجلس ششم تا به حال توفیق قاطع و قابل توجهی کسب ننموده و علی رغم تحلیل های جهت دار و تبلیغات بی پایه و اساسی که بعضاٌ از پیروزی های این طیف میشود واقع امر چیز دیگری است. شورای شهر سوم هم هرچند با توفیق نسبی اصولگرایان ختم به خیر شد لیکن اما و اگرهای این انتخابات تمامی نیافته و نخواهد یافت.
شاید به جای اطاله کلام بهتر است برای روشن شدن بیشتر وضعیت دنبال پاسخگویی به سوالات زیر باشیم:
-اقبال عمومی ارومیه ای ها( کرد و ترک) به زنان و اکراد معلول چه شرایطی است؟
-آیا غیر از این است که رای ترک به کرد و به زنان بی نام و نشان صرف زن بودنشان سکوتی ویرانگر است در قبال وضع موجود؟
-شهری که از آن همواره با نام پایگاه اصولگرایی،ولایتمداری و حزب ا... یاد شده و می شود چگونه نمی تواند دایره ای را برای اجتماع کلیه نیروهای خود با هر اندازه از گرایش اصولگرایانه ترسیم کند؟
-تعریف اصولگرایی چیست؟ چه کسانی میتوانند شناسنامه اصولگرایی بگیرند؟ اساساٌ چه فرد یا افرادی شناسنامه صادر میکنند؟
- رای اول مهرعلیزاده در دور اول ریاست جمهوری نهم و رای قاطع به لیست مورد حمایت مشارکت در مجلس ششم مگر نه به این معنی است که مردم پتانسیل قومیت گرایی قوی ترک و تشکل پذیری را دارند که بسته به شرایط بروز میدهند؟ و آیا این توانمندیها قابل تعمیم و هدایت نیست؟
- رفتارهای مردمی در هر انتخاباتی معنادار و چکیده مطالبات شهروندی رفتار صادقانه است. آیا اصولگرایی فعلی که بعنوان نماینده اصولگرایان شهر یک دهه است جولان میدهد غیر صادقانه رفتار نکرده است؟
و هزار و یک سؤال بی جواب که البته پاسخ تمامی آنها ساده است و نیاز به قدری جسارت و از خود گذشتگی دارد تا کلاف سردر گم اصولگرایی راست و هدفدار شود.
فضای حال حاضر سیاسی ارومیه که دوستان خالصانه و بی ریا و تنها من باب دلسوزی از نوع دلسوزیهایی که خود تعریف میکنندو مصلحت هایی که تنها تک محوری در آن حاکم است آبستن ظهور امثال[...]هاست که چهار سال با برهم زدن تعادل و آرامش شهر مردم را به خاک سیاه نشاندندو امثال[...]و[...]و[...] در مجلس هشتم و الته زنانی چون [...] که آینده را در چنگ خود احساس میکنند.دمکراسی طبق تعریف کلاسیک آن یعنی حاکمیت نصف بعلاوه یک، نتایج شورای سوم مبارک حال اصولگرایان ! اما سکوت رازآلود مردم ممکن است در رویدادهای آتی هوشمندانه تر و زیان آور تر از قبل باشد؛ هرچند:
چه شب است یارب امشب‌که زپی سحر ندارد
من و اینهمه‌دعاها که یکی ثمر ندارد

نمیتوان اختلافات داخلی اصولگراها را با چنین تجزیه و تحلیل هایی حل و فصل کرد اما تنها یک راه است که برای دستیابی به آرمان غایی اصولگرایان که همانا مجلس هشتم است میتواند کارساز باشد:
باید رضایت عمومی شهروندان فراهم شود و با اشتیاق بر سر صندوق ها حاضر شوند، با اراده خودو سکوت خود را بشکنند، با فریادها و مطالبات خود.
نتایج انتخابات اخیر و چند انتخابات گذشته مبین واقعیتهای این شهر نیست...

دستاوردهای 24 آذر

دستاوردهای 24 آذر

 

        


Imageبرگزاری انتخابات در تمامی کشورهایی که دارای ساختارهای انتخابی در ارکان حاکمیتی برای اداره امور عمومی هستند، زمینه‌ای برای تداوم تحولات گسترده در امور داخلی و خارجی این کشورهاست.

انتخابات 24 آذر 85 ، در زمینه داخلی ضمن نمایشی از یک تجربه جدید و ضروری در تجمیع چند انتخاب، روندی متکامل از ادامه مسیر ملت را به صحنه آورد. به‌گونه‌ای‌ که حتی کاندیداهای خبرگان رهبری را برای جلب آرای حداکثری مردم در یک رقابت تنگاتنگ با حضور گسترده در طیف‌ها و احزاب سیاسی به تقلای جدی وادار نمود، زیرا رأی و نظر مردم به عنوان مبنای نظارت بر ارکان رهبری، نمادی گویا برای ممانعت از مطلق‌نگری در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است.

 


برگزاری انتخابات در تمامی کشورهایی که دارای ساختارهای انتخابی در ارکان حاکمیتی برای اداره امور عمومی هستند، زمینه‌ای برای تداوم تحولات گسترده در امور داخلی و خارجی این کشورهاست.زیرا صورت واقعی انتخاب به معنی تفویض قدرت از جمع به فرد، اختیارات و وظایفی را برای منتخبین به همراه دارد که از جمله آن گستردگی عرصه‌های تصمیم‌گیری و اظهارنظر فراتر از کانون‌های محلی و منطقه‌ای به‌سوی رویکردهای ملی و بین‌المللی است.

این فرایند در الگوی حاکمیتی پویا و متحول با تکیه بر پشتوانه مشروعیت و مقبولیت عمومی، تلاشی موثر برای انعکاس حاکمیت مطلوب به عنوان یک نیاز اساسی در جوامع مدرن است که استمرار، تکامل و تثبیت الگوی حاکمیت نظام جمهوری اسلامی بر محور اجرای سیاست‌های اسلامی با رأی و نظر مردم در کشور ما ایران، نمادی از نمایش بهینه این الگوی بشری است.

انتخابات 24 آذر 85 ، در زمینه داخلی ضمن نمایشی از یک تجربه جدید و ضروری در تجمیع چند انتخاب، روندی متکامل از ادامه مسیر ملت را به صحنه آورد. به‌گونه‌ای‌ که حتی کاندیداهای خبرگان رهبری را برای جلب آرای حداکثری مردم در یک رقابت تنگاتنگ با حضور گسترده در طیف‌ها و احزاب سیاسی به تقلای جدی وادار نمود، زیرا رأی و نظر مردم به عنوان مبنای نظارت بر ارکان رهبری، نمادی گویا برای ممانعت از مطلق‌نگری در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است.

استقبال گسترده مردمی با قریب 30 میلیون نفر در انتخابات 24 آذرماه جاری، پاسخی مستدل به طرح‌های استراتژیک ایالات متحده آمریکا در زمینه نفوذ در لایه‌های جامعه ایران و طرح‌های سیاسی تخریب از درون بوده است.

در مجموع روند مشارکت‌های گسترده مردم در امور کشور ضمن عبرت‌های خارجی زمینه‌ای برای نوسازی رفتار گروه‌ها، جناح‌های سیاسی و مسئولین در سطوح متعدد با اولویت توجه به دستاوردها و عملکرد آنان است، زیرا مردم خواهان حرکت به جلو و تحقق جامعه‌ای توسعه یافته هستند. علاوه بر این مسأله خودکنترلی مستمر احزاب و گروه‌ها در فرآیند انتخابات یکی دیگر از نمادهای قابل توجه در روند تکاملی جلب آرای مردم در انتخابات اخیر بود که در صورت تقویت این روند زمینه توسعه دمکراسی بر پایه انتخابات سالم و بی‌شائبه نیز فراهم خواهد شد.

بر این اساس آنچه که شاکله اساسی انتخابات در جمهوری اسلامی ایران است، تلاش روزافزون برای دستیابی به اصل «از مردم با مردم و برای مردم» است که ضامن تحقق این اصل تاکید بر ضرورت وجود رویه اعتدال در تمامی امور شخصی و عمومی است؛ به‌نحوی که تمامی انگیزه‌های جانبی اعم از سیاسی، اداری، اجتماعی و... تحت اراده اعتدال‌گرایی و صرفاً در مسیر عمل به قول و قرارها برای تامین منافع عمومی باشند، زیرا به‌لحاظ عدم بلوغ سیاسی احزاب و گروه‌های سیاسی و بعضاً وابستگی شدید آنان به پایگاه‌های دولتی و منابع عمومی، ترجیح منافع جناحی بر منافع عمومی در طی سالهای اخیر سبب رویگردانی مردم از دسته‌بندی‌های سیاسی و طرد افراطیون باندی گردیده است لذا رأی و نظر عمومی در انتخابات 24 آذر به‌ویژه در آرای منتخبین شوراهای اسلامی، عملاً بازنمایی در روند مذکور است.

شدت این تقاضا در شوراها به دلیل جایگاه کارکردی و ضرورت‌های توسعه و عمران امور محلی جوامع شهری و روستایی کشور است که پرهیز منتخبین از بازی‌های سیاسی و توجه به امور عمومی در حوزه مسئولیتشان را برای مردم تبدیل به محور اساسی جهت بررسی موقعیت منتخبین نموده است. مهمترین این کارکردها در امور ترافیک، حمل‌ونقل عمومی و امور عمرانی شهرهاست.

در انتخابات 24 آذرماه این نگرش به‌خصوص با عینک ریزبین و سطح عمومی بلوغ فرهنگی شهروندان، با دقت قابل توجهی اعمال گردیده است؛ به‌خصوص برخی از شهرهای ما شامل آن‌دسته از شهرهایی هستند که در دو دوره این عرصه نوپای دموکراتیک به دلایل متعدد از جمله وامداری‌های سیاسی تعداد قابل توجهی از منتخبین کم‌بضاعت، ‌گام مناسبی به یادگار ندارد و لذا این حافظه مأیوس تاریخی ظرفیت احتیاط و دقت نظر در میان شهروندان را افزایش داده؛ به‌نحوی که علی‌رغم تردیدهای جزئی با یک نگاه عمومی به موقعیت منتخبین دوره سوم درک عمومی شهروندان را شایسته تحسین کرده است.

اما از حالا به بعد آنچه که مایه عزت عمومی و به‌ویژه اسباب توسعه پایدار شهر و دیارمان و نیز زمینه سربلندی منتخبین در آزمون خدمتگزاری است نظارت عمومی و پتانسیل نقدپذیری در منتخبین است، زیرا اهتمام آیه شریفه «و امرهم شورا بینهم» به صرف یک انتخاب پایان نمی‌یابد، بلکه نظارت، پاسخگویی و تلاش جمعی برای دستیابی به راهکارهای موفق با یک توان جمعی و عمومی میسر است.

یکی از مهمترین محورهای نظارت عمومی و همراهی مؤثر مردم با شوراها، مراقبت مستمر بر جریان روابط شورا با مجاری سیاسی، گروه‌ها و بازیگران قدرت است، زیرا شورا و عرصه عملکرد عمومی آن برای عموم شهروندان، منوط به عدم دخل و تصرف صاحبان قدرت در تصمیمات و حیطه وظایف شورا است. توجه به تجربیات و نحوه اعمال نفوذ بازیگران متعدد در دوره‌های گذشته، گویای اهمیت ویژه این مهم در فرآیند جدید انتخابات شورای سوم و همراهی مستمر مردم برای مراقبت از آرای عمومی است.

مسأله بعدی ضرورت برنامه‌ریزی منتخبین برای حضور متناوب و برگزاری جلسات در محله‌های مختلف و نیز نشست‌های پی‌درپی با نخبگان، اصناف و گروه‌های فعال اقتصادی و اجتماعی در عرصه‌های گوناگون است. این امر با انتقال متقابل تجربیات توسعه شهری، زمینه برای دستیابی به راهکارهای بهینه در اجرای امور و نیز بستری مطمئن برای مشارکت گسترده شهروندان در امور جاری شهرها ایجاد خواهد کرد.