|

الگو برداری دولت احمدینژاد از دولت امام علی علیهالسلام
هنگامی که امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) پس از 25 سال خانهنشینی، عنان حکومت را به دست گرفت، فضای کشور پهناور اسلامی از نظر سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بسیار آلوده شده بود: از نظر سیاسی، خاندان ابوسفیان به حکومت رسیده بودند و معاویه زمام امور شام را در دست گرفته و از اموال مسلمین برای خود و خانوادهاش کاخ سبز بنا کرده بود. ولیدبنعقبه بر کوفه و زیادبن ابیه بر فارس حکمرانی میکردند!
از نظر فرهنگی بسیاری از احکام خدا تعطیل شده و حتی مورد تمسخر قرار میگرفت و سالها نقل حدیث از پیامبر (صلیالله علیه و آله و سلم) جرم تلقی میشد! از نظر اقتصادی نیز اموال مسلمین به وسیلة حزب اموی با حمایت خلیفة سوم غارت شده و بالاخره انحرافی بزرگ در جهان اسلام به وجود آمده بود.
مردم پس از تحمل ظلمهای گوناگونی که با بیعت خود، زمینة آنها را فراهم کرده بودند، به تنگ آمدند و برای نجات از آن وضعیت اسفبار به دنبال نجاتدهندهای میگشتند تا با قاطعیت پردة ظلم را کنار زند و به جای آن بساط عدل و قسط را بگستراند و این قاطعیت جز در علی (علیهالسلام) یافت نمیشد؛ از این رو جمعیت انبوهی به صورت خودجوش به در خانة علی (علیهالسلام) آمدند و دیگران نیز مانند طلحه و زبیر برای سوءاستفاده در دولت جدید به ملّت پیوستند و چنان وانمود کردند که این جمعیت را آنها آوردهاند، تا بتوانند از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) سهمخواهی کنند.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) پس از بیعت مردم، با خواندن آیهِ «ان ارید الا الاصلاح مااستعطت»، تصمیم خود را مبنی بر اصلاح و رفع فساد از کشور اسلامی اعلام فرمودند.برخی شعارهای علی (علیهالسلام) پس از به حکومت رسیدن در مواد ذیل خلاصه میشد:
1. سادهزیستی و حذف تشریفات
علی (علیهالسلام) از شخصیتهای بزرگ جهان اسلام بود که زندگیاش از زرق و برق دنیا بهرهای نداشت و دنیا را بهسان زنی زیباروی سه طلاقه کرده بود. زندگی ساده و بیآلایش امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در طول چهارسال و نه ماه حکومت هیچگونه تغییری نکرد. ایشان با وجود کاخ دارالاماره در کنار مسجد کوفه، هرگز در آن ساکن نشد بلکه در خانهای گلی و ساده متعلق به خواهرش امهانی سکنی گزید و تا پایان عمر در همانجا ماند. امام و خانوادة ایشان از پوشیدن لباسهای تشریفاتی و خوردن غذاهای رنگارنگ خودداری میورزیدند و در آخرین شب مهمانی در خانه دخترش، به نان و نمک بسنده کرد. استراتژی امام علی (علیهالسلام) در حذف تشریفات از دستگاههای حکومتی تا آنجا پیشرفت که به واسطة ناظرانی مخفی، عملکرد استانداران خود را در نقاط دور دست نیز زیر نظر قرار میداد.
ایشان طی نامهای خطاب به عثمان بن حنیف (استاندار بصره) نوشت: «ای پسر حنیف! خبر رسیده است که مردی از سرمایهداران بصره شما را به سفرهای دعوت کرده که در آن غذاهای رنگارنگ و کاسههای پر از غذا به سوی تو دست به دست میشده است و من گمان نمیکردم که تو دعوت مهمانیای را بپذیری که فقرا در آنجا نباشند و تنها ثروتمندان حضور داشته باشند.»
2. انقلاب در نظام اداری کشور
حضرت پس از به دست گرفتن قدرت فرمودند: امروز امتحانی خواهید شد مشابه آن امتحانی که به هنگام مبعوث شدن پیامبر (صلیالله علیه و آله و سلم) شدید. قسم به آن کسی که پیامبر (صلیالله علیه و آله و سلم) را به حق مبعوث کرد سخت آزمایش خواهید شد و قطعاً غربال میشوید و مانند دیگی که میجوشد زیر و رو خواهید شد. تا اینکه زیردستان شما غالب شوند و آنان که به ناحق بر سر شما مسلط شدند به پایین بیایند، سابقهداران در اسلام که کنار زده شده بودند برخواهند گشت وآنها که به ناحق پیشیگرفته بودند عقبزده خواهند شد. (1)
حضرت پس از این خطابة مهم، درصدد اصلاح نظام اداری کشور برآمدند و با برکنار کردن بیشتر قریب به اتفاق کارگزاران و استانداران وقت کشور و نصب نیروهای جدید، درصدد برآمدند اصلاح واقعی را در کشور اسلامی آغاز کنند. ایشان خطاب به معاویهبن ابیسفیان و عمروعاص نوشتند: اگر خداوند به من قدرت بدهد، نسبت به عملکرد گذشتهتان عقابتان خواهم کرد و اگر مقاومت کنید و باقی بمانید، بدانید آیندة بدی روبهروی شما قرار دارد. (2)
حضرت در برابر پیشنهاد برخی از به اصطلاح دلسوزانی که ابقای معاویه را توصیه میکردند، فرمودند: حتی برای یک لحظه از گمراهان کمک نخواهم گرفت. معالاسف حضرت علیرغم تلاشهای فراوانی که داشتند، در این بخش به تمام اهدافشان دست نیافتند، که موانع آن را میتوان اینگونه خلاصه کرد:
الف) در 25 سال گذشته، نیروهای ارزشی و سابقهدار در اسلام، کنار زده شده بودند و در چرخة مدیریتی کشور جایگاهی نداشتند؛ از اینرو توانایی آنها برای اداره کشور ضعیف بود.
ب) نیروهای کارآمد اندکی هم که وجود داشتند، با نقشهها و توطئههای معاویه به شهادت رسیدند. محمدبن ابیبکر و مالک اشتر در زمرهِ آنان به شمار میآیند.
ج) مقاومت و کارشکنی عناصر سیاسی فاسد از جمله معاویه بنابیسفیان که طی 25 سال گذشته در نظام اسلامی ریشه دوانیده بودند. معاویه که بر بخش بزرگی از کشور پهناور اسلامی همچون شام (سوریه و لبنان کنونی) حکومت میکرد، با همة امکانات اقتصادی و نظامی خود به جنگ 18 ماهه صفین علیه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) پرداخت و در نهایت با صلح تحمیلی از سوی خوارج، جنگ به نفع او پایان یافت؛ درنتیجه پس از شهادت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نیز سالها باقی ماند و به قدرت مطلقالعنان جهان اسلام تبدیل شد!
د) نادانی خواص و عوام و نداشتن بصیرت سیاسی، که موجب حمایت نکردن آنها از برنامههای اصلاحی امیرالمؤمنین (علیهالسلام) شد و زمینة بازگشت مفسدان به قدرت را فراهم کرد.
دلایل فوق موجب شد که حضرت نتواند شعار مهم تغییر و اصلاح نظام اداری را به طور کامل و آنگونه که مطلوب ایشان بود، محقق کند و گاه در برخی موارد به دلیل فقدان شدید نیرو برای ادارة کشور، از افرادی مانند زیادبن ابیه بهره گیرد و در عین حال آنها را به عدالت و مهرورزی با مردم سفارش کند. حضرت هنگام نصب زیادبن ابیه به جای عبداللهبن عباس برای استانداری فارس فرمودند: عدالت را محور کار قرار بده و از ستم و بیدادگری بپرهیز؛ زیرا ستم به آوارگی میانجامد و بیدادگری انسان را به شمشیر دعوت میکند.(3)
3. تقسیم عادلانة امکانات
حضرت امیر (علیهالسلام) در طول دوران حکومت خود، عدالت را محور حکومت قرار دادند و از رانتخواریهای دوستان و آشنایان به شدت جلوگیری کردند؛ از اینرو هنگامی که برادر بزرگ ایشان، عقیل، برای درخواست یک صاع (سه کیلو) گندم بیشتر از سهمیهاش، مراجعه کرد، با آهن داغی روبهرو شد که نزدیک بود دستانش را بسوزاند. فرمود: «سخن او را گوش دادم، پس او گمان کرد دینم را به وی خواهم فروخت... به عقیل گفتم آیا از داغی آهنی که انسان برای بازی و تفریح آن را داغ کرده ناله میکنی و مرا به سوی آتشی میکشانی که خدای جبار آن را با غضبش داغ کرده است.»(4)
حضرت با الهام از این نگرش به حکومت، خطاب به مصقله بن هبیره شیبانی (فرماندار فیروزآباد فارس) مینویسد: خبری دربارهات به من رسیده که اگر انجام داده باشی، خدای خود را غضبناک و امام خویش را عصیانکردهای؛ تو زمینهایی را که مسلمانان با اسبها و نیزههایشان آن را فتحکرده و خونهایشان به خاطر آن ریخته است در میان قوم و قبیلهات تقسیم کردهای...! به خدا قسم اگر این خبر راست باشد، قطعاً در پیش چشم من خوار شدهای و جایگاه و منزلت تو در نزد من سبک شده است... . (5)
4. برگرداندن اموال به غارت رفته بیتالمال
حضرت پس از به قدرت رسیدن فرمود: به خدا قسم اگر با مال بیتالمال کابین زنانتان را بسته یا با آن کنیزانی خریداری کرده باشید، آن را به هم خواهم زد و بیتالمال را به خزانه برخواهم گرداند.(6)
عمدهترین چالش حکومت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) با مفسدان اقتصادی بود؛ آنها که از بیتالمال مسلمین پشتهها انباشته بودند و ثروتهای کلانشان از حد، فزون شده بود با افروختن آتش جنگهای جمل، صفین و نهروان در برابر حضرت علی (علیهالسلام) ایستادند، به طوری که طی چهار سال و نه ماه حکومت حضرت، عمدة وقت و انرژی امام، صرف جنگ با مفسدان سیاسی و اقتصادی شد و سرانجام، هم بسیاری از اموال در دست مفسدان باقی ماند و هم جمعی از آنها در پستهای کلیدی باقی ماندند! و حضرتش به شهادت رسید.
5. ارائه مدل حکومت عدل علوی
عمدهترین موفقیت حضرت در دوران حکومت چهار سال و نه ماهه، ارائه مدل حکومت عدل علوی بود که بر جبین تاریخ میدرخشد و امروز پس از گذشت قرنها، به عنوان بهترین الگوی حکومتی حتی در میان پیروان ادیان دیگر مطرح است؛ به گونهای که جرج جرداق مسیحی با تألیف کتابی به نام «علیبن ابیطالب صوتالعداله الانسانیه» از این حکومت الگو تمجید میکند و جوان مسیحی غربی با اشاره به این جمله حضرت که «به خدا قسم اگر تمام اقالیم هفتگانه را با همه افلاک آن در دست من قرار دهند تا با گرفتن پوستجویی از دهان مورچهای خدا را معصیت کنم، نخواهم کرد.»(7) فریاد برمیآورد که این جمله، من را متحول کرد و به اسلام و تشیع رهنمون ساخت.
در پایان، جای این سؤال باقی است که دکتر احمدینژاد تا چه اندازه میتواند در دوران چهار سالة ریاستجمهوری خود، به شعارهای مطرح شده در انتخابات مثل مبارزه با مفسدان و قطعدست آنها از بیتالمال، بازگرداندن اموال عمومی به غارت رفته به خزانة مسلمین، اجرای عدالت در جامعه، برکناری مفسدان و به کارگیری صالحان، جامهِ عمل بپوشاند؟ آیا خواهد توانست با مفسدان سیاسی و اقتصادی که هزاران میلیارد تومان پول بیتالمال و عمده تریبونهای تبلیغاتی نظام - از مطبوعات گرفته تا دیگر رسانهها - را در اختیار دارند، به مقابله برخیزد؟ و تا چه اندازه در این رویارویی موفق خواهد شد؟ آیا سرنوشتی مشابه آنچه در حکومت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) اتفاق افتاد، تکرار نخواهد شد؟!
آقای دکتر احمدینژاد با الگوگرفتن از حکومت عدل علوی و با طرح شعارهای عدالتطلبانه درصدد برآمده تا منویات امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را با هدایتها و حمایتهای مقام معظم رهبری در جامعه عملی سازد. عملکرد یکسالة ایشان در عرصههای مختلف نشان از عزم جدی دولت دارد؛ حذف تشریفات از دولت و مجموعة اجرایی کشور، رهاکردن کاخ سعدآباد و استقرار در خیابان پاستور، جمعآوری فرشهای گرانقیمت ریاست جمهوری، سادگی در پوشش و غذا و حذف تشریفات در سفرهای استانی نشانهای بر الگوگیری از مرام امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است. تلاش ایشان در تقسیم عادلانة امکانات میان استانها و اختصاص دو درصد از درآمد نفت برای استانهای محروم و نفتخیزکشور، راهاندازی صندوق مهر رضا و خارج ساختن وامها و اعتبارات بانکی از انحصار تعدادی نورچشمی، از سری اقداماتی است که در راستای شعار عدالتمحوری انجام شده و میشود. تلاش در جهت بازگرداندن اموال مسلمین و اعتبارات هزاران میلیاردی به خزانه و عزل افراد ناصالح از پستهای حساس و مهم و جایگزینی افراد صالح، از دیگر اقدامهای آقای احمدینژاد میباشد. ولی تردیدی نیست که ایشان در ادامه با چالشهای زیادی روبهرو شود؛ چنانکه گرانی برخی کالاها و جنگ روانی رسانهای علیه دولت، استیضاح وزرا از سوی جناح اقلیت مدعی اصلاحطلبی و... از جمله این چالشها است. ولی پاسخ به این سؤال که آیا رئیسجمهور میتواند همة شعارهای داده شده را صددرصد عملی کند، نیاز به زمان دارد. به نظر میرسد عمدهترین تفاوت زمان دولت احمدینژاد با دولت حضرت امیر (علیهالسلام) در این باشد که آن حضرت علاوه بر قاسطین، مارقین و ناکثین واحزاب پیمانشکن و دنیاطلب، از مردمی که حامی ایشان باشند نیز بیبهره بود، عبارت حضرت خطاب به مردم کوفه مبنی بر «یا اشباهالرجالو لارجال» (ای کسانی که شبیه مردان هستید ولی مرد نیستید)! عمق ناراحتی آن حضرت از مردم آن زمان را نشان میدهد؛ ولی دولت احمدینژاد گرچه مورد بیمهری بسیاری ازاحزاب راست و چپ قرار گرفته و حتی برخی دوستان که به همراه ایشان بودهاند پیمان شکستهاند، از حمایتهای گسترده مردمی برخوردار است. چنانچه دولت نهم از این حمایتها حداکثر استفاده را بکند قطعاً خواهد توانست تا حدود زیادی به شعارهایش جامهِ عمل بپوشاند.
پینوشتها
1. نهجالبلاغه، خطبه16 2. همان، نامه39
3. همان،حکمت476 4. همان،خطبه224
5. همان، نامه43 6. همان، خطبه15
7. همان، خطبه224
|
| |