خط قرمزهای جناحی - فاطمه رجبی

فاطمه رجبی - ملت دین‌مدار و ولایت‌پذیر، خبرگان را، بر اساس «مشروعیت حقیقی» برمی‌گزیند ـ افرادی‌که با سابقه و لاحقۀ منفی، به لحاظ تئوریک «مبنای الهی ولایت‌ِ فقیه را نفی می‌کنند» و از نظر عملی، دارای مسایل بسیاری چون مفاسد خانوادگی، مقبولیت نزد بیگانگان، حمایت ضدانقلاب و براندازان و ... هستند، نمی‌توانند گزینه‌های مجلس خبرگان از سوی ملّت باشند... مردم با آگاهی و دین‌مداری و توجه کامل به منافعِ ملی عَزمِ خود را جَزم کرده‌اند تا «مافیای ثروت و قدرت» را از عرصه‌های حاکمیت خلعِ ید کنند.

خط قرمزهای جناحی

انتخابات نهم، بزرگ‌ترین و ارزنده‌ترین ملاک و معیار ملموس و آشکار را از سوی ملّت به جهانیان عرضه کرد. انتخاب آگاهانه و اصول‌گرایانۀ ملّت در گزینۀ دکتر احمدی‌نژاد، هم به لحاظ پایبندی ملّت به اصول انقلاب اسلامی نمادین بود، و هم از حیث وفاداری به آرمان‌های حضرت امام (رضوان‌الله تعالی) شگفتی آفرید، و هم عدم اعتماد ملّت به احزاب، جریانات و افراد سیاسی را اعلام داشت. از این جهت، ویژگی یا معجزۀ انتخابات نهم، ارادۀ آگاهِ ملتی بود که «خود» تصمیم گرفت، و برای هزینه‌های سرسام‌آور مالی و سیاسی ارزشی قائل نشد!

با این اوصاف گمان می‌رفت این انتخابات برای احزاب، تشکل‌ها و سیاسی‌کاران، میدان عبرت‌آموزی باشد و نیز این احتمال عاقلانه به نظر می‌رسید ‌که افراد و گروه‌های سیاسی‌کار، مردم‌فریبی و قیم‌مآبی را از دستور کار خود خارج کنند. هم‌چنین تصور آن بود که پس از انتخابات نهم رفتار آمرانه و تخریب‌گری‌های خلاف شرع و اخلاق، و سودجویی‌های صنفی و گروهی برای همیشه دفن شود، اما فرا رسیدن انتخابات خبرگان و شوراها، خلاف آن را می‌نمایاند.

تخریب‌گران نهمین انتخابات ریاست‌جمهوری «عیناً» همان راه‌کارها را با همان هزینه‌های مالی و همان منابع مجهول در روزهای اخیر دنبال می‌کنند. فحاشی قلمی و بیانی، ویران‌گری عقلانی!! و تخریب‌های سیاست‌مدارانه؟! و ده‌ها دستور دیگر در این میان، بمباران ملّت را از سر گرفته است. آیا سیاسی‌کاران حرفه‌ای و حامیان و وابستگان «مافیای ثروت و قدرت» درصدد تکرار آزمونی دیگر برآمده‌اند؟ این مهم را ملّت بدون تعارف به آنان اعلان خواهد داشت. به‌عبارت دیگر مردم پس از انتخابات نهم بی‌اعتباری اسم‌ها و واژه‌ها را در عرصۀ سیاست اسلامی ثبت کردند، و به سران مافیا و همگامان و همراهان و حامیان آن که با نقاب‌های راست و چپ ملت را به بیراهه رهنمون می‌شدند، «نه» قاطع و بلندی ‌گفتند. شکست آشکار و همه‌جانبۀ اصلاح‌طلب و محافظه‌کار «رسم» و «ماهیت واقعی» حزب‌ها و گروه‌ها و افراد را به تصویر درآورد. انتظار این بود که از آن به بعد، «فهم» و «شُعور» و «درکِ سیاسی» ملّت از سویِ «قیم»‌ها لحاظ شود، به‌ویژه آن‌که مردم با آرای خود نشان دادند که «دین‌مداری عملی» را خارج از نام و نشان و لباس به‌خوبی می‌شناسند و بر گردن آن حلقه می‌زنند.

اما حرکت‌ها و سخنان سخنگویان و نمایندگان حزبی، تشکلی، گروهی و قلم‌‌های زهرآگین تخریب‌گران، اعلان ادامۀ راه قبلی است. شاید بهتر آن باشد که بدون هر سخن، آنان را در «تجربۀ مکرر» رها کرد؛ این مساله پیرامون اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران، وکلای مجلس، و گروه‌ها و باندهای وابسته، برخی نامزدهای شکست‌خورده انتخابات نهم، آسان و حتی ضروری است! زیرا هنگامی‌که رقیب شکست‌خوردة دکتر احمدی‌نژاد با تکرارهای مشمئزکننده، اظهار می‌کند: «نگذاریم منافع باندی و جناحی بر مصالح ملی و انقلاب اسلامی ارجح شوند.» علاوه بر شگفتی، مصداق «خنده‌ آمد خلق را» عملی می‌گرداند.

به‌راستی چه کسانی منافع باندی و جناحی دارند؟ کدام گروه و فرد این منافع را در دهه‌های گذشته بر مصالح ملی و انقلاب اسلامی ترجیح دادند؟، و صحیح‌‌تر آن ‌که کدام دولت‌ها و حزب‌های مولودِ آن حتی «اسلام» را قربانی منافع باندی و جناحی و فردِ خود کرد؟

آیا این «فرد»، حزب کارگزارانِ مولودِ دولتِ سازندگی و حزب مشارکتِ دولتِ اصلاحات را با هم‌پیمانان راست و چپ در تخریب‌‌گری بی‌امان امروز نمی‌نگرد؟ و آیا او خود گفته‌های خود را به‌عنوان «تیغِ برنده» و «سلاحِ تخریب» به‌کار نمی‌گیرد؟ آیا هنگامی‌که از «لزوم اعتماد مردم به امانت‌داری آرای آن‌ها» سخن می‌گوید، می‌پندارد بار دیگر می‌تواند تجربۀ دخالت در آرای دوم خرداد 76 را تکرار کند؟ آیا او باز هم در عرصۀ سیاسی‌کاری فعال می‌خواهد با «تشویش» و «اضطراب» در میان مردم، نتیجۀ دلخواه را از صندوق‌ها کسب نمایند؟

به‌ هر حال مردم با آگاهی و دین‌مداری و توجه کامل به منافعِ ملی عَزمِ خود را جَزم کرده‌اند تا «مافیای ثروت و قدرت» را از عرصه‌های حاکمیت خلعِ ید کنند. این تصمیم اسلامی و انقلابی، نخستین و بزرگ‌ترین گام خود را در نهمین دورۀ انتخابات ریاستِ جمهوری برداشت. آن هم در فضای شبهِ کودتایی که همۀ تیغ‌ها و دشنه‌های تخریب سَر و قَلبِ ملت و گزینۀ اصلح آنان ـ احمدی‌نژاد ـ را نشانه رفته بود.

ملّت نشان داد «تجدد‌گرایی» دارندگان لباسِ روحانیت، «وابستگی و بیگانه‌پرستی» دارندگان نشانِ انقلابی، «فساد و تباهی» حزب‌ها و گروه‌ها و «تبانی و همدستی» راست و چپ را بیش از هر زمان با تنفر و انزجار ارزیابی می‌کند. مرگِ اصلاح‌طلبی و اخراج محافظه‌کاری، صدای واحد مردم بود که از صندوق‌ها اعلان شد. مدال‌های خودساخته‌ای چون «ستون‌های انقلاب»، «استوانۀ کشور»، «رهبری اصلاحات»، «سرداری سازندگی»، «یاری امام» و «دکترای جعلی» و تخصص‌های یک‌شبه و ... از سوی ملت محک زده شدند، و حاصل آن «حالِ واقعیِ افراد» بود که با «نمرۀ منفی» ملت رویارو شد.

اینک آن‌چه سبب نوشتن مقالۀ حاضر گردیده، تکرار تخریب‌گری‌های انتخاباتی از سوی کسانی‌است که متاسفانه به تشکلی از روحانیت وابسته‌اند. در اخبار روزنامه‌ها با کمال تاسف آمده است که سید محمد غروی، سخنگوی جامعۀ مدرسین، نسبت به تشکیل ستادهای حامی حضرت آیت‌الله مصباح که نام هاشمی‌رفسنجانی و حسن روحانی در آن نباشد، واکنش شدید نشان داده است؟! او گفته است: «وقتی مجموعه‌ای یک تصمیم را اخذ می‌کنند، اگر شخص یا اشخاصی در مواردی نظر متفاوتی هم داشته باشند، ملزم به احترام به آرای جمعی هستند.» و نیز افزوده است: «این حرکات به هیچ‌وجه برای ما جالب نیستند و آن‌ها را صحیح نمی‌دانیم، و معتقدیم که خود آقایان باید پاسخ‌گوی اقدامات خود باشند.»

سید رضا اکرمی از جامعۀ روحانیت هم اظهار داشته: «عملکرد طرفداران آیت‌الله مصباح در ارایۀ فهرست بدون هاشمی، یک روش تخریبی و خلاف قانون، شرع، اخلاق و انصاف است.

به‌دور از درازی سخن باید گفت؛ مردم،‌ سخنان عضو جامعۀ روحانیت که پی‌درپی فتوای «خلاف شرع و اخلاق» را در مورد هر آن‌چه مطلوب او و جناح‌اش نیست می‌دهد، به شوخی می‌گیرد. اما وی که لباس روحانی به تن دارد، و پس از انتخابات نهم، به شدت اخلاق و انصاف و شرع و قانون را بازیچه قرار داده است، در مورد اظهارات خود چه «ملاک و مبنای» عامه‌پسندی دارد، چه رسد به مبنای شرعی و اخلاقی و قانونیِ حقیقی؟!

در سخنان سخنگوی جامعۀ مدرسین کلماتی چون «احترام به آرای جمعی»، «جالب نبودن» و «تصمیم یک مجموعه» آمده است. قطعاً ملت انتظار دارد چنین افرادی با مبانی «شرعی» و «مصالح ملی» و «منافع کشور و انقلابِ‌اسلامی» و یا «آموزه‌های الهی حضرت امام (سلام الله علیه)» سخن بگویند. ما را چه شده است که این روحانیون به مثابۀ عاملان تمام‌عیار یک «حزب» یا «جناح» سیاسی عمل می‌کنند، و از به خطر افتادن «روحانیت و قداست» و «طهارت» حوزه‌های علمیه و «روحانیت همیشه سربه‌دار شیعه» با اعمال و گفتار خود نمی‌هراسند؟

آیا «هاشمی و روحانی»، همان‌گونه که بیشتر گفته‌ایم، «خط قرمز» این افراد و گروه‌ها هستند؟ اگر چنین باشد ـ که تخریب‌گری آنان نسبت به لیست‌های بدون این نام‌ها همین امر را ثابت می‌کند ـ آیا آن‌ها می‌توانند پاسخگوی خداوند، حضرت صاحب‌الامر(عجل الله تعالی فرجه‌الشریف) و امام شهیدان باشند؟

آیا این «خط قرمز»های «رد شده از سوی ملّت» با کدام ملاک «شرعی»، «اخلاقی» و حتی «تدبیر سیاسی» از سوی این افراد روحانی تقدیس می‌شوند و مخالفان آن‌ها که تقریباً عموم ملّت‌اند تخریب می‌گردند؟

ملت آگاهانه آرای خود را در انتخابات خبرگان رهبری، به صندوق خواهد ریخت. گرچه نمی‌توان این «فتواهای هولناک»، و این «ملاک‌های بی‌مبنا» را در تخریب رقیب، و تقدیس خط قرمزهای ساختگی صنفی و جناحی، کاملاً ناکارآمد دید، ولی یقیناً نباید و نمی‌توان ملت را نیازمند قیومیت‌های باندی و جناحی دانست.

ملت دین‌مدار و ولایت‌پذیر، خبرگان را، بر اساس «مشروعیت حقیقی» برمی‌گزیند ـ افرادی‌که با سابقه و لاحقۀ منفی، به لحاظ تئوریک «مبنای الهی ولایت‌ِ فقیه را نفی می‌کنند» و از نظر عملی، دارای مسایل بسیاری چون مفاسد خانوادگی، مقبولیت نزد بیگانگان، حمایت ضدانقلاب و براندازان و ... هستند، نمی‌توانند گزینه‌های مجلس خبرگان از سوی ملّت باشند. داشتن مدرک «دکترای» بدون پشتوانۀ علمی ـ هرچند برای خبرگان رهبری حتی دکترای واقعی پشتوانه نیست ـ  یا افزودن واژه‌ها و القاب مقدس بدون سند و نابه‌جا به نام این افراد، برای مردم، ملاک شرعی نبوده و نیست. القا و بمباران ملّت در این زمینه از سوی گروه‌ها و جناح‌ها، و رسانۀ ضرغامی هم‌ کارآمدی ندارد. ملّت با انتخاب نهم هدف خود را در مسیر «احیای انقلاب اسلامی» و «بازگشت به گفتمان و آموزه‌های حضرت امام (سلام الله علیه)» ترسیم نموده است.

بهتر است آن دارندگان لباس روحانی که از مجرای جناح‌گرایی و باندبازی سخن می‌گویند، در کنار آحاد ملت، این آموزۀ صریح حضرت خمینی (قدس سره الشریف) را مرور نمایند که فرمود:

«وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخاب رییس‌جمهور و چه نمایندگان مجلس، و چه انتخابات خبرگان در صحنه باشند، و اشخاصی را که انتخاب می‌کنند، روی ضوابطی باشد که اعتبار می‌شود. مثلاً‌ در انتخاب خبرگان توجه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان را از روی موازین شرعیه و قانون انتخاب نکنند، چه بسا که خساراتی به اسلام و کشور وارد شود که جبران‌پذیر نباشد، و در این صورت همه در پیش‌گاه خداوند متعال مسؤول می‌باشند.»

بنابراین:

الف ـ لیست‌های امضا شده توسط هر گروه و جناح برای ملّت «حجّت» نیست، مگر آن‌که نام افرادی‌که موازین شرعی و قانونی را در سال‌های گذشته و حال عمل کرده باشند.

ب ـ انتخاب افراد ناصالح که در لیست‌ها قرار گرفته‌اند، موجب خسارات جبران‌ناپذیر می‌گردد و بیش و پیش از مردم، تهیه‌کنندگان لیست‌ها در برابر خداوند متعال مسؤولند.

ج ـ خط قرمز ساختن توسط سخنگوی جامعۀ مدرسین و عضو جامعۀ روحانیت از افراد نام‌برده، سبب نمی‌گردد تا آموزه‌های حضرت خمینی (سلام الله علیه) را به فراموشی سپرده شود.

د ـ تضاد و تقابل رهنمودهای الهی حضرت امام (سلام الله علیه) با گفته‌های جناح‌گرایان، آشکار است. موازین شرعی، قانون‌گرایی، پاسخ‌گو بودن در برابر خداوند، ویژگی‌های این تضاد و تقابل است. در نتیجه ملت با طرد و نفی ناصالحان در تلاش خواهد بود «پاک‌ترین لیست‌ها» را برگزیند زیرا خود را در برابر خداوند مسؤول و پاسخ‌گو می‌داند

الگو برداری دولت احمدی‌نژاد از دولت امام علی علیه‌السلام



الگو برداری دولت احمدی‌نژاد از دولت امام علی علیه‌السلام

هنگامی که امیرالمؤمنین علی‌(علیه‌السلام) پس از 25 سال خانه‌نشینی، عنان حکومت را به دست گرفت، فضای کشور پهناور اسلا‌می از نظر سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بسیار آلوده شده بود: از نظر سیاسی، خاندان ابوسفیان به حکومت رسیده بودند و معاویه زمام امور شام را در دست گرفته و از اموال مسلمین برای خود و خانواده‌اش کاخ سبز بنا کرده بود. ولید‌بن‌عقبه بر کوفه و زیاد‌بن ابیه بر فارس حکم‌رانی می‌کردند!

از نظر فرهنگی بسیاری از احکام خدا تعطیل شده و حتی مورد تمسخر قرار می‌گرفت و سال‌ها نقل حدیث از پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) جرم تلقی می‌شد! از نظر اقتصادی نیز اموال مسلمین به وسیلة حزب اموی با حمایت خلیفة سوم غارت شده و بالا‌خره انحرافی بزرگ در جهان اسلا‌م به وجود آمده بود.

مردم پس از تحمل ظلم‌های گوناگونی که با بیعت خود، زمینة آن‌ها را فراهم کرده بودند، به تنگ آمدند و برای نجات از آن وضعیت اسفبار به دنبال نجات‌دهنده‌ای می‌گشتند تا با قاطعیت پردة ظلم را کنار زند و به جای آن بساط عدل و قسط را بگستراند و این قاطعیت جز در علی (علیه‌السلام) یافت نمی‌شد؛ از این رو جمعیت انبوهی به صورت خودجوش به در خانة علی (علیه‌السلام) آمدند و دیگران نیز مانند طلحه و زبیر برای سوءاستفاده در دولت جدید به ملّت پیوستند و چنان وانمود کردند که این جمعیت را آن‌ها آورده‌اند، تا بتوانند از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) سهم‌خواهی کنند.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) پس از بیعت مردم، با خواندن آیهِ «ان ارید الا‌ الا‌صلا‌ح مااستعطت»، تصمیم خود را مبنی بر اصلا‌ح و رفع فساد از کشور اسلا‌می اعلا‌م فرمودند.برخی شعارهای علی (علیه‌السلام) پس از به حکومت رسیدن در مواد ذیل خلا‌صه می‌شد:

1. ساده‌زیستی و حذف تشریفات

علی (علیه‌السلام) از شخصیت‌های بزرگ جهان اسلا‌م بود که زندگی‌اش از زرق و برق دنیا بهره‌ای نداشت و دنیا را به‌سان زنی زیباروی سه طلا‌قه کرده بود. زندگی ساده و بی‌آلا‌یش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در طول چهارسال و نه ماه حکومت هیچ‌گونه تغییری نکرد. ایشان با وجود کاخ دارالا‌ماره در کنار مسجد کوفه، هرگز در آن ساکن نشد بلکه در خانه‌ای گلی و ساده متعلق به خواهرش ام‌هانی سکنی گزید و تا پایان عمر در همان‌جا ماند. امام و خانوادة‌ ایشان از پوشیدن لباس‌های تشریفاتی و خوردن غذاهای رنگارنگ خودداری می‌ورزیدند و در آخرین شب مهمانی در خانه دخترش، به نان و نمک بسنده کرد. استراتژی امام علی (علیه‌السلام) در حذف تشریفات از دستگاه‌های حکومتی تا آن‌جا پیش‌رفت که به واسطة ناظرانی مخفی، عملکرد استانداران خود را در نقاط دور دست نیز زیر نظر قرار می‌داد.

ایشان طی نامه‌ای خطاب به عثمان بن حنیف (استاندار بصره) نوشت: «ای پسر حنیف! خبر رسیده است که مردی از سرمایه‌داران بصره شما را به سفره‌ای دعوت کرده که در آن غذاهای رنگارنگ و کاسه‌های پر از غذا به سوی تو دست به دست می‌شده است و من گمان نمی‌کردم که تو دعوت مهمانی‌ای را بپذیری که فقرا در آنجا نباشند و تنها ثروتمندان حضور داشته باشند.»

2. انقلا‌ب در نظام اداری کشور

حضرت پس از به دست گرفتن قدرت فرمودند: امروز امتحانی خواهید شد مشابه آن امتحانی که به هنگام مبعوث شدن پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) شدید. قسم به آن کسی که پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) را به حق مبعوث کرد سخت آزمایش خواهید شد و قطعاً غربال می‌شوید و مانند دیگی که می‌جوشد زیر و رو خواهید شد. تا این‌که زیردستان شما غالب شوند و آنان که به ناحق بر سر شما مسلط شدند به پایین بیایند، سابقه‌داران در اسلا‌م که کنار زده شده بودند برخواهند گشت وآن‌ها که به ناحق پیشی‌گرفته بودند عقب‌زده خواهند شد. (1)

حضرت پس از این خطابة مهم، درصدد اصلا‌ح نظام اداری کشور برآمدند و با برکنار کردن بیش‌تر قریب به اتفاق کارگزاران و استانداران وقت کشور و نصب نیروهای جدید، درصدد برآمدند اصلا‌ح واقعی را در کشور اسلا‌می آغاز کنند. ایشان خطاب به معاویه‌بن ابی‌سفیان و عمروعاص نوشتند: اگر خداوند به من قدرت بدهد، نسبت به عملکرد گذشته‌تان عقابتان خواهم کرد و اگر مقاومت کنید و باقی بمانید، بدانید آیندة بدی روبه‌روی شما قرار دارد. (2)

حضرت در برابر پیشنهاد برخی از به اصطلا‌ح دلسوزانی که ابقای معاویه را توصیه می‌کردند،‌ فرمودند: حتی برای یک لحظه از گمراهان کمک نخواهم گرفت. مع‌الا‌سف حضرت علی‌رغم تلا‌ش‌های فراوانی که داشتند، در این بخش به تمام اهدافشان دست نیافتند، که موانع آن را می‌توان اینگونه خلا‌صه کرد:

الف) در 25 سال گذشته، نیروهای ارزشی و سابقه‌دار در اسلا‌م، کنار زده شده بودند و در چرخة مدیریتی کشور جایگاهی نداشتند؛ از این‌رو توانایی آن‌ها برای اداره کشور ضعیف بود.

ب) نیروهای کارآمد اندکی هم که وجود داشتند، با نقشه‌ها و توطئه‌های معاویه به شهادت رسیدند. محمد‌بن ابی‌بکر و مالک اشتر در زمرهِ آنان به شمار می‌آیند.

ج) مقاومت و کارشکنی عناصر سیاسی فاسد از جمله معاویه بن‌ابی‌سفیان که طی 25 سال گذشته در نظام اسلا‌می ریشه دوانیده بودند. معاویه که بر بخش بزرگی از کشور پهناور اسلا‌می همچون شام (سوریه و لبنان کنونی) حکومت می‌کرد، با همة امکانات اقتصادی و نظامی خود به جنگ 18 ماهه صفین علیه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) پرداخت و در نهایت با صلح تحمیلی از سوی خوارج، جنگ به نفع او پایان یافت؛ درنتیجه پس از شهادت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نیز سال‌ها باقی ‌ماند و به قدرت مطلق‌العنان جهان اسلا‌م تبدیل شد!

د) نادانی خواص و عوام و نداشتن بصیرت سیاسی، که موجب حمایت نکردن آن‌ها از برنامه‌های اصلا‌حی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) شد و زمینة بازگشت مفسدان به قدرت را فراهم کرد.

دلا‌یل فوق موجب شد که حضرت نتواند شعار مهم تغییر و اصلا‌ح نظام اداری را به طور کامل و آنگونه که مطلوب ایشان بود، محقق کند و گاه در برخی موارد به دلیل فقدان شدید نیرو برای ادارة کشور، از افرادی مانند زیادبن ابیه بهره گیرد و در عین حال آن‌ها را به عدالت و مهرورزی با مردم سفارش کند. حضرت هنگام نصب زیاد‌بن ابیه به جای عبدالله‌بن عباس برای استانداری فارس فرمودند: عدالت را محور کار قرار بده و از ستم و بیدادگری بپرهیز؛ زیرا ستم به آوارگی می‌انجامد و بیدادگری انسان را به شمشیر دعوت می‌کند.(3)

3. تقسیم عادلا‌نة امکانات

حضرت امیر (علیه‌السلام) در طول دوران حکومت خود، عدالت را محور حکومت قرار دادند و از رانت‌خواری‌های دوستان و آشنایان به شدت جلوگیری کردند؛ از این‌رو هنگامی که برادر بزرگ ایشان، عقیل، برای درخواست یک صاع (سه کیلو) گندم بیش‌تر از سهمیه‌اش، مراجعه کرد، با آهن داغی روبه‌رو شد که نزدیک بود دستانش را بسوزاند. فرمود: «سخن او را گوش دادم، پس او گمان کرد دینم را به وی خواهم فروخت... به عقیل گفتم آیا از داغی آهنی که انسان برای بازی و تفریح آن را داغ کرده ناله می‌کنی و مرا به سوی آتشی می‌کشانی که خدای جبار آن را با غضبش داغ کرده است.»(4)

حضرت با الهام از این نگرش به حکومت، خطاب به مصقله ‌بن هبیره شیبانی (فرماندار فیروزآباد فارس) می‌نویسد: خبری درباره‌ات به من رسیده که اگر انجام داده باشی، خدای خود را غضبناک و امام خویش را عصیان‌کرده‌ای؛ تو زمین‌هایی را که مسلمانان با اسب‌ها و نیزه‌هایشان آن را فتح‌کرده و خون‌هایشان به خاطر آن ریخته است در میان قوم و قبیله‌ات تقسیم کرده‌ای...! به خدا قسم اگر این خبر راست باشد، قطعاً در پیش چشم من خوار شده‌ای و جایگاه و منزلت تو در نزد من سبک شده است... . (5)

4. برگرداندن اموال به غارت رفته بیت‌المال

حضرت پس از به قدرت رسیدن فرمود: به خدا قسم اگر با مال بیت‌المال کابین زنانتان را بسته یا با آن کنیزانی خریداری کرده باشید، آن را به هم خواهم زد و بیت‌المال را به خزانه برخواهم گرداند.(6)

عمده‌ترین چالش حکومت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) با مفسدان اقتصادی بود؛ آن‌ها که از بیت‌المال مسلمین پشته‌ها انباشته بودند و ثروت‌‌های کلا‌نشان از حد، فزون شده بود با افروختن آتش جنگ‌های جمل، صفین و نهروان در برابر حضرت علی (علیه‌السلام) ایستادند، به طوری که طی چهار سال و نه ماه حکومت حضرت، عمدة وقت و انرژی امام، صرف جنگ با مفسدان سیاسی و اقتصادی شد و سرانجام، هم بسیاری از اموال در دست مفسدان باقی ماند و هم جمعی از آن‌ها در پست‌های کلیدی باقی ماندند! و حضرتش به شهادت رسید.

5. ارائه مدل حکومت عدل علوی

عمده‌ترین موفقیت حضرت در دوران حکومت چهار سال و نه ماهه، ارائه مدل حکومت عدل علوی بود که بر جبین تاریخ می‌درخشد و امروز پس از گذشت قرن‌ها، به عنوان بهترین الگوی حکومتی حتی در میان پیروان ادیان دیگر مطرح است؛ به گونه‌ای که جرج جرداق مسیحی با تألیف کتابی به نام «علی‌بن ابی‌طالب صوت‌العداله الا‌نسانیه» از این حکومت الگو تمجید می‌کند و جوان مسیحی غربی با اشاره به این جمله حضرت که «به خدا قسم اگر تمام اقالیم هفت‌گانه را با همه افلا‌ک آن در دست من قرار دهند تا با گرفتن پوست‌جویی از دهان مورچه‌ای خدا را معصیت کنم، نخواهم کرد.»(7) فریاد برمی‌آورد که این جمله، من را متحول کرد و به اسلا‌م و تشیع رهنمون ساخت.

در پایان، جای این سؤال باقی است که دکتر احمدی‌نژاد تا چه اندازه می‌تواند در دوران چهار سالة ریاست‌جمهوری خود، ‌به شعارهای مطرح شده در انتخابات مثل مبارزه با مفسدان و قطع‌دست آن‌ها از بیت‌المال، بازگرداندن اموال عمومی به غارت رفته به خزانة مسلمین، اجرای عدالت در جامعه، برکناری مفسدان و به کارگیری صالحان، جامهِ عمل بپوشاند؟ آیا خواهد توانست با مفسدان سیاسی و اقتصادی که هزاران میلیارد تومان پول بیت‌المال و عمده تریبون‌های تبلیغاتی نظام - از مطبوعات گرفته تا دیگر رسانه‌ها - را در اختیار دارند، به مقابله برخیزد؟ و تا چه اندازه در این رویارویی موفق خواهد شد؟ آیا سرنوشتی مشابه آن‌چه در حکومت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) اتفاق افتاد، تکرار نخواهد شد؟!

آقای دکتر احمدی‌نژاد با الگوگرفتن از حکومت عدل علوی و با طرح شعارهای عدالت‌طلبانه درصدد برآمده تا منویات امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را با هدایت‌ها و حمایت‌های مقام معظم رهبری در جامعه عملی سازد. عملکرد یک‌سالة ایشان در عرصه‌های مختلف نشان از عزم جدی دولت دارد؛ حذف تشریفات از دولت و مجموعة اجرایی کشور،‌ رهاکردن کاخ سعدآباد و استقرار در خیابان پاستور، جمع‌آوری فرش‌‌های گران‌قیمت ریاست جمهوری، سادگی در پوشش و غذا و حذف تشریفات در سفرهای استانی نشانه‌ای بر الگوگیری از مرام امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است. تلا‌ش ایشان در تقسیم عادلا‌نة امکانات میان استان‌ها و اختصاص دو درصد از درآمد نفت برای‌ استان‌‌های محروم و نفت‌خیزکشور، راه‌اندازی صندوق مهر رضا و خارج ساختن وام‌ها و اعتبارات بانکی از انحصار تعدادی نورچشمی، از سری اقداماتی است که در راستای شعار عدالت‌محوری انجام شده و می‌شود. تلا‌ش در جهت بازگرداندن اموال مسلمین و اعتبارات هزاران میلیاردی به خزانه و عزل افراد ناصالح از پست‌های حساس و مهم و جایگزینی افراد صالح، از دیگر اقدام‌های آقای احمدی‌نژاد می‌باشد. ولی تردیدی نیست که ایشان در ادامه با چالش‌های زیادی رو‌به‌رو شود؛ چنان‌که گرانی برخی کالا‌ها و جنگ روانی رسانه‌ای علیه دولت، استیضاح وزرا از سوی جناح اقلیت مدعی اصلا‌ح‌طلبی و... از جمله این چالش‌ها است. ولی پاسخ به این سؤال که آیا رئیس‌جمهور می‌تواند همة شعارهای داده شده را صددرصد عملی کند، نیاز به زمان دارد. به نظر می‌رسد عمده‌ترین تفاوت زمان دولت احمدی‌نژاد با دولت حضرت امیر (علیه‌السلام) در این باشد که آن حضرت علا‌وه بر قاسطین، مارقین و ناکثین واحزاب پیمان‌شکن و دنیاطلب،‌ از مردمی که حامی ایشان باشند نیز بی‌بهره بود، عبارت حضرت خطاب به مردم کوفه مبنی بر «یا اشباه‌الرجال‌و لا‌رجال» (ای کسانی که شبیه مردان هستید ولی مرد نیستید)! عمق ناراحتی آن حضرت از مردم آن زمان را نشان می‌دهد؛ ولی دولت احمدی‌نژاد گرچه مورد بی‌مهری بسیاری ازاحزاب راست و چپ قرار گرفته و حتی برخی دوستان که به همراه ایشان بوده‌اند پیمان شکسته‌اند، از حمایت‌های گسترده مردمی برخوردار است. چنانچه دولت نهم از این حمایت‌ها حداکثر استفاده را بکند قطعاً خواهد توانست تا حدود زیادی به شعارهایش جامهِ عمل بپوشاند.

 

پی‌نوشت‌ها

1. نهج‌البلا‌غه، خطبه16 2. همان، نامه39

3. همان،‌حکمت476 4. همان،‌خطبه224

5. همان، نامه43 6. همان، خطبه15

7. همان، خطبه224

«موذی‌گری» !

مردم به خوبی قدرت تمیز منافع خویش را از منافع و هوچی گریهای دنیاطلبان دارند و آنانکه مقابل منافع ملی ایستاده اند جز بر طبل رسوایی خویش نمی کوبند. مردم خادمان خود را می‌بینند و به مجاهدت عدالتخواهانه آنان امید بسته اند.

«موذی‌گری» !

«برخی از موذی‏گری‌‏ها که نسبت به دانشگاه آزاد آغاز شده است، شکست خواهد خورد، اگر قرار بود در مقابل این موذی‌‏گری‌‏ها عقب بنشینیم، باید به همان اتاق طلبگی برمی‌‏گشتیم و برای مردم مساله می‌‏گفتیم.»، «امیدواریم بتوانیم با تلاش‌‏ها و کوشش خود بتوانیم شرارت‌‏هایی که به دنبال تضعیف دانشگاه‌‏آزاد است را دفع کنیم.» و...

اگر مروری بر مطالب دو روز پیش رسانه های خبری نداشته و برای بار نخستین بار و بدون ذهنیت چنین جملاتی رؤیت شود، چه گمانی درباره ناطق آن و انگیزه های وی از این دفاع سراسیمه برای دانشگاه آزاد رواست؟

چند جمله فوق برگرفته از سخنان حجت الاسلام رفسنجانی در جمع مدیران دانشگاهی است که وی ریاست هیئت امنا آن را برعهده دارد. به منظور رهیافت به مرجع ضمیرهای جملات مذکور، نیازی به رجوع به گذشته دور و جستجو در آن حوالی نیست چرا که در طی تمامی این سالها نازکتر از گلی نثار دانشگاه آزاد و مدیران سختکوش آن نشده و بنا بر قاعده از محبت خارها گل می‌شود، کوچکترین ایراد و خللی در روند مدیرتی این دانشگاه، خاطر مدعیان استیفای حقوق ملت را نیآزرده است!

تقریباً از یک سال تجاوز نمی کند که زمزمه هایی که از سوی حجت الااسلام رفسنجانی «موذی گری» نام گرفته اند بر شفاف سازی پشت پرده های دانشگاهی که امروز با امنیت روانی میلیونها ایرانی و خانواده های آنها بازی می‌کند، از سوی دولتی که منادی حقیقی حقوق ملت است بر سر زبانها افتاده و مردم بالاخره پس از سالها، صدای خود را از درون مجموعه دولت و شخص رئیس جمهور می‌شنوند.

البته بحث افزایش شهریه دانشگاه آزاد که همه ساله افزایشی بالغ بر 25 درصد (به رغم ادعای مدیران این دانشگاه مبنی بر تناسب افزایش شهریه با نرخ تورم) به تناسب رشته های مختلف تحصیلی را تجربه می‌کند، در کنار اهمیت آن برای جامعه، تمام ماجرا نیست.

سرمایه، سود و ارزش افزوده این دانشگاه که از محل دریافت شهریه و یارانه های دولتی (امری که با وجود مستندات فراوان، مسئولین این دانشگاه از پذیرش آن ابایی تعجب برانگیز دارند) و سرمایه گذاریهای صورت گرفته، نقاط ابهامی است که باید به آن پاسخ داده شود،چرا که بنا بر شواهد و قرائن، نهاد نظارتی مشخصی که بر ترازنامه ها و صورتهای مالی این دانشگاه نظارت داشته و به مردم گزارش دهد وجود ندارد.

اکنون مدیران ارشد دولت نهم و در رأس آن رئیس جمهور که وابستگی و ننگ جیره خوری باندهای مافیایی را بر پیشانی ندارند، عزم را در مبارزه با مراکز فساد جزم کرده اند.

سال گذشته و در آستانه تغییر و تحول در بدنه دولت، دانشگاه آزاد تذکرجدی و کارت زردی از رئیس جمهور در خصوص افزایش بدون منطق شهریه ها دریافت کرده بود. هرچند که گویا این کارت زرد اخطاری جدی تلقی نشد و در اکثر رشته شهرهای آموزشی این دانشگاه، افزایش شهریه حتی با نرخی افزونتر از سال تحصیلی پیش از آن اعمال گردید.

سال تحصیلی جاری که مقارن با استقرار و تثبیت دولت نهم بود اما به میدان آزمونی برای راستی آزمایی ادعای رئیس جمهور در خصوص مقابله با افزایش بی رویه شهریه دانشگاه آزاد تبدیل شد و این در حالی بود که دولت، خود در این زمینه پیشقدم گردید و با عدم افزایش شهریه در دانشگاههای غیرانتفاعی، شبانه و پیام نور رطبی را نخورد که به واسطه آن، از منعش معذور باشد.

رئیس جمهور به دانشگاه آزاد در خصوص کاهش شهریه ها هشدار داد که در صورت عدم رعایت حال دانشجویان و خانواده های آنان، با اقدام انقلابی دولت مواجه خواهد شد.

عملگرایی احمدی نژاد و پیچ نخوردن دستورات وی در هزارتوی بروکراسی فرسوده، به این نتیجه منجر شد که شورای عالی انقلاب فرهنگی در آخرین جلسه خود، مصوبه‌ای بگذراند که بر مبنای آن بر تعداد اعضاء هیئت مؤسس دانشگاه آزاد افزوده می‌شد و به تبع آن تعداد اعضاء هیئت امنا دانشگاه نیز افزایش یافته و تصمیمات متخذه درحوزه تحصیلی بیش از 2 میلیون دانشجوی ایرانی از حالت انحصاری موجود خارج می‌گردید.

پس از این رویداد، کسانی که حیات خود را در تثبیت روند موجود و عدم تحولی که برملا کننده حقایق بسیاری است، می‌بیند، کوشیدند از یک سو با فشارهای پشت پرده، این روال را مخدوش و متوقف سازد و از سوی دیگر با شانتاژی رسانه ای، دولت را به عقب نشینی وادار سازد.

جریان فوق که در سالهای گذشته و با شیطنتهای فراوان به حجت الاسلام رفسنجانی نزدیک شده و از وجهه وی برای مقاصد سیاسی- اقتصادی بهره برده است، این بار نیز دست به بازنویسی همان سناریوی تکراری زد. سناریویی که سرانجام آن تخریب هاشمی در آستانه انتخابات خبرگان است. چرا که رودررویی با منافع مردم نتیجه‌ای جز عدم توفیق عامل یا عاملین آن نزد مردم ندارد و البته از قدیم هم گفته اند که:«خودکرده را تدبیر نیست.»

تحلیل نادرست از دو شاکی و متشاکی در قضیه دانشگاه آزاد موجب شده است که مدیران این دانشگاه یک طرف این ماجرا را خود و طرف دیگر را دولت بما هو دولت بپندارند. حال آنکه رودروی این جریان، مطالبه‌ای عمومی و مسبوق به سابقه 15-16 ساله شکل گرفته و دولت نیز به نمایندگی از ملت است در طرفی از ماجرا ایستاده است.

مدافعان دانشگاه آزاد یا از اعتراضات فراوان دانشجویان دانشگاه آزاد و خانواده هایشان از کم و کیف دانشگاه و شهریه های آن بی اطلاع است و یا... رپیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخشی از سخنان خود به این موضوع اشاره دارد که هر تغییری در هیئت امنای دانشگاه آزاد باید به پیشنهاد هیئت مؤسس و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت گیرد و هیچ نهاد و شخصی حق پیشنها د برای افزایش هیئت مؤسس دانشگاه آزاد را ندارد. وی در ادامه بر این نکته هم تأکید می‌کند که امروز هم در مرحله‌ای قرار داریم که باید برای افزایش ظرفیت این هیئت تصمیمم گیری کنیم.

فارغ از صغری و کبری ادعای فوق و نتیجه‌ای که از آن گرفته شده است، آیا این سئوال مجال طرح نمی یابد که پس از گذشت سالها از عدم شرکت رهبر مظم انقلاب در جلسات هیئت مؤسس، سپری شدن بیش از 10 سال از فوت مرحوم حاج سید احمد خمینی و همچنین عدم شرکت آیت ا... موسوی اردبیلی و میر حسین موسوی در این جلسات، چرادر تمام این مدت طولانی، هیئت مؤسس در مرحله‌ای قرار نداشته که برای افزایش ظرفیت، تصمیم گیری کند و اکنون چه دلایلی این هیئت را برای تصمیم گیری در این خصوص مجاب کرده است؟

مردم به خوبی قدرت تمیز منافع خویش را از منافع و هوچی گریهای دنیاطلبان دارند و آنانکه مقابل منافع ملی ایستاده اند جز بر طبل رسوایی خویش نمی کوبند. مردم خادمان خود را می‌بینند و به مجاهدت عدالتخواهانه آنان امید بسته اند. فراتر از این همه، خداوند ناظر است و اوست که به عهد خویش وفا می‌کند، اگر به عهد خود وفا کنید. عهد خداوندی از این قرار است: «والعاقبه للمتقین»

تاریخچه انتخابات خبرگان در استان قسمت اول دوره سوم خبرگان رهبری

انتخابات خبرگان به خاطر اهمیتی که دارد همواره در استان آذربایجان غربی نیز همانند همه نقاط کشور توجه ویژه ای به آن شده است. هم اکنون دوره سوم خبرگان رهبری را پشت سر میگذاریم و در دوره آتی نیز اهمیت حضور مردم برای انتخاب خبرگان رهبری کمتر از دوره های قبل نیست.
اهمیت این انتخابات اولا تقویت جایگاه رهبری در نظام اسلامی است و ثانیا همانند دیگر انتخابات های ایران نقش پله بیسیت دارد.
دوره سابق انتخابات خبرگان در تاریخ 1377 شکل گرفت . در آن تاریخ اگر چه یکسال از دوم خرداد 76 میگذشت ولی هنوز جو غالب جامعه در کش و قوس این انتخابات بود.
مجمه روحانیون با ایجاد لیست در سراسر کشور سعی کرد برای داغ کردن انتخابات تلاش کند و از محبوبیت به دست آمده در دوم خرداد را نیز به ورطه آزمایش بگذارد.
در آذربایجان غربی نیز این تلاش صورت گرفت و یکی از افراد شاخص جریان موسوم به چپ در انتخابات استان شرکت کرد.موسوی تبریزی اگر چه در استان شناخته شده نبود ولی در جریانات غالب کشوری وی و برادرش همواره حضور فعالی داشته و دارند.
نفر دوم که در انتخابات حاظر شد حجت الاسلام قره باغی بود. وی که از شاگردان مورد علاقه حضرت امام بوده است در دوره قبل نیز ثبت نام کرد ولی انصراف داد. در این دوره با حمایت پایگاه ثارالله وی پایگاه قابل قبولی پیدا کرد. پس از حمایت های عجیب حجت الاسلام قریشی از ناطق نوری در دوم خرداد همه تصور میکردند رای اول استان را قره باغی خواهد آورد.
البته با سپردن مدیریت ستاد قره باغی به زینال تمایل که یکی از چهره های موجه در بین اصولگرایان بود امید ها دو چندان شد. و اجماع روی قره باغی به طور کامل به دست.
حجت الاسلام قریشی نیز کاندیدای دیگر این مجلس بود. وی که سابقه حضور در مجلس خبرگان را داشت اگر چه مرود حمایت بود لیکن به خاطر حمایت های تند از ناطق نوری در انتخابات دوم خرداد مورد عتاب برخی قرار گرفته بود.
کاندیدای چهارم نیز آیت الله نجمی بود که در آن زمان امامت جمعه شهرستان خوی نیز با وی بود.همچنین وی در دوره قبل خبرگان نیز حاظر بود و پیش از این نیز از مردم استان رای گرفته بود. نجمی یکی از شخصیت های شناخته شده در قم بود و همانند قریشی به خاطر تالیفات پرمغز به عنوان یکی از محققین به نام شناخته میشد. اگر چه د رابن زمینه سابقه حجت الاسلام قریشی پر رنگ تر و ملموس تر مینمود.
در جریان انتخابات اگر چه اما و اگر هایی به میان آمد لیکن لیست جامعه مدرسین با دو کرسی پیروز شد و موسوی تبریزی نیز از استان به خبرگان رفت که تا آن روز ها مجالسش را در قم برگزار میکرد.
قریشی رای اول را آورد و باز به عنوان مطرح ترین چهره روحانی استان وارد خبرگان شد. البته باید اضافه کرد که وی در ارومیه رای اول نبود ولی با احتساب دیگر شهرهای استان وی به رده اول رسید.
نفر دوم نیز قره باغی بود که در ارومیه رای اول بود. و نفر سوم نیز موسوی تبریزی بود که بسیاری به رای آوردن وی و پیش افتادنش از نجمی معترض بوده و مجریان وقت انتخابات را مسول این قضیه میدانستند که البته دراین باره هیچ مدرکی موجود نیست. ادامه دارد...

خبر