بهشتی تندیس مظلومیت

 

 سعید فرجی خویی چاپ شده در اراز اذربایجان

سرویس بینش<ها و برداشت>ها: انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، که" »فاجعه هفتم تیر"«نام گرفت از یک طرف عمق و شدت سفاکی دشمنان دین و ملت را که به هیچ صراطی پایبند نیستند و برای رسیدن به اهداف کثیف مادی و قدرت سیاسی از هیچ جنایت و خیانتی دریغ نمی کنند را به مردم ایران و همه جهانیان نمایاند و از طرف دیگر اوج مظلومیت، صداقت و راستی دوستداران به حق کشور ، انقلاب ، شجاعت و از جان گذشتگی حامیان اصلی مردم و مستضعفان را بر همگان آشکار ساخت.
شهادت یکجای جمعی از مقامات و مسئولان نظام نوپای اسلامی و در میان آنان تعدادی از بزرگان و قافله سالاران این سپاه عظیم به راستی ضربه سهمگین بر پیکر این نهاد نو کاشته وارد آورد که اگر نبود دست لطف الهی و یاری حق که همیشه بزرگترین یاریگر این ملت مظلوم بوده است، چه بسا که دشمنان سفاک در رسیدن به اهداف کثیف و کریه خود موفق هم می شوند.
آیت ا... دکتر سید محمد حسین بهشتی نیز که از چهر<های برجسته انقلاب اسلامی و یار و یاور امام(ره) در مبارزات انقلابی و از روحانیون بزرگ ، دلسوز ، عالم و اسلام شناس بود در میان یاران خود، هم چون گلی در میان گلزاربه شهادت رسید. اگر چه این واقعه طبق یک تحلیل  ساده ضربه سختی بر نظام بود و با یک محاسبه علمی – سیاسی ادامه راه برای انقلاب با دشواری و حتی تردید می نمود، لیکن دست تقدیر الهی باعث شد که بر خلاف محاسبات معمول این واقعه در تثبیت و پایداری از اسلام و نظام و هم چنین تشدید کینه نفرت ملت مسلمان ایران نسبت به دشمنان و عاملان امپریالیسم نقش بسزایی را ایفا می<کند و انقلاب هم چنان تثبیت شده و پایدار در مسیر حقیقی خود به حرکت خود ادامه دهد.
شخصیت عظیم شهیددکتر بهشتی: در میان پیشتازان انقلاب، شهید بهشتی جلوتر از دیگران بوده است. امتیاز بزرگ بهشتی این بود که علاوه بر مطالعه و تحقیقات وسیعی که در رشته های فقه ، اصول و عرفان اسلامی به عمل آورد، با علاقه فراوان به مطالعه و تحقیق در مکتب های فلسفی شرق و غرب پرداخت و آنها را به محک فلسفه و عرفان ناب اسلامی زد و این رهگذر عمق و اصالت بینش های فلسفه، عرفان،  معارف ، قرآن، حدیث شناسی علم<رجال، ادیان، روان شناسی ، جامعه شناسی، تاریخ و مکتب های اقتصادی جهان و حقوق، یک صاحب نظر اندیشمند با عمقی کم نظیر بود. شهید بهشتی به سه زبان عربی، انگلیسی و آلمانی تسلط داشت.  کتابها و نوشته های او گویای عمق اندیشه های عرفانی و قرآنی اوست و ظرافت ودقتی که در قانون اساسی به کار رفته است، نشانه بینش ژرف او در زمینه های اقتصاد و نظام اجتماعی می باشد.شهید بهشتی اجتهادش را به تفکر اصیل اسلامی آمیخت و فضل و تفکر را به زیور تعبد وتعهد به اسلام آراست. علم او در عین حال که به اندوخته های حوزه ای محدود نمی<شد و مکتب های گوناگون علمی و فلسفی همچون مارکسیزم و لیبرالیسم و... شرق و غرب را در بر می<گرفت. هرگز با رسوبات شرق و غرب آمیخته نبود . اوبا تسلیم محض دربرابر فرامین  الهی ،کلیه اندوخته های خود را به محک تعبد می زد و هر آن چه را که از حوزه تعبد الهی خارج بود، از حوزه اندیشه خود تبعید می کرد.
دکتر بهشتی از هر چه رنگ خدایی نداشت گریزان بود و به هیچ رنگی جز رنگ خدایی تعلق نداشت و به معنای کامل کلمه یک متعبد بود . بهشتی به دلیل اصابت اندیشه و عمق تفکر و وسعت علمش از سوی مراجع تقلید نامزد بردوش کشیدن رسالت اسلام اصیل و پر تحرک در اروپا شد. او به اروپا و آلمان رفت تا اندیشه های ناب اسلامی را در آن دیار بارور کند. بهشتی تلاش کرد تا از غرب باوران تاثرات فرهنگ و منش و اندیشه غربی بزداید و کوشید تا به غربیان بباوراند که در جهل مرکب به سر می برند و مدتهاست که انسانیت خود را فراموش کرده اند و ماشین شده اند یا حیوانی در خدمت ماشین ولی شبیه انسان و چه بسیار غربیان واقع گرا و حق جو که این نکته را دریافتند و به همت والای بهشتی به سرچشمه زلال اسلام روی آورند.این ثمره تعبد بهشتی به اسلام اصیل و ناب بود. اصالت اندیشه، تعبد و تعهد شهید دکتر بهشتی آن چنان بود که امام خمینی(ره) او را به همین خصلت<ها می<شناختند و بارها به وجود این ارزش<ها در او شهادت داده<اند. این مجموعه بود که می<توانست از بهشتی عنصری بسازد که بتواند انقلاب را به مرحله<ای برساند که رهبر انقلاب اسلامی با یک اشاره، پیروزی آن را اعلام نماید. فقط در پیکر انقلاب، همه رسوبات غربگرایانه را زایل می کند و حاکمیت حزب الله را تثبیت نماید.
اکنون در شرایطی که انقلاب اسلامی، بسیاری از مشکلات را پشت سرگذاشته و گام<های بزرگی به سوی اهداف خود برداشته، بسیار مناسب است همه نیروهای مخلص و انقلابی به ارزیابی تلاش<های خود برای ادامه آرمان شهیدان انقلاب اسلامی شهدای هفتم تیر و به خصوص شهید مظلوم بهشتی می<پردازد و به یاری نتایجی که از این ارزیابی به دست می<آورند استمرار هر چه سالم<تر انقلاب اسلامی را تضمین نمایند.همچنین انتظار این است که قلم به دستان و هنرمندان واندیشمندان و شاعران و همه کسانی که به اسلام و انقلاب اسلامی می اندیشند و برای ارزش آفرینان بر این انقلاب بهایی قایل هستند،  بیشتر تلاش کنند تا با یک همت همگانی غبار مظلومیت از چهره شهید دکتر بهشتی بر طرف شود و نسل های آینده بتوانند چهره خود را که چهره ارزش ها بود بهتر و روشن تر مشاهده کنند.

سیاست قومی ایران بعد از انقلاب

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن واقعیات تنوعات قومی، زبانی و مذهبی در ایران حاوی اصول وفصولی است که مهم ترین مرجع و مبنای تدوین سیاست قومی در کشور به حساب می آید. در سال<های اولیه پیروزی انقلاب با توجه به فروپاشی ساختارها و نهادهای رژیم طاغوت و عدم استقرار تام و تمام نظام جدید، خلاء جدی در تدوین و اجرای سیاست قومی به چشم می<خورد. وقوع جنگ تحمیلی، تنش<ها و بحران<های سیاسی علیه انقلاب نو پای ملت ایران ، این امر را تا یک دهه به تاخیر انداخت و مناطق مرزی غربی و جنوبی کشور که محل سکونت برخی اقوام ایرانی است ، تبدیل به مناطق جنگی و نبرد با دشمن متجاوز شد. ادوار سیاست قومی اگر بخواهیم مراحل و ادوار مرتبط به وضعیت سیاست قومی در نظام جمهوری اسلامی را نشان دهیم باید به دوران های سیاست قومی در سال های 1357 تا 1360 ، سیاست قومی در طول جنگ تحمیلی تا سال 1368 ، سیاست قومی در سال<های 1368 تا 1376 و سیاست قومی از سال 1376 تا کنون توجه داشت. پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57 محصول ائتلاف چند طبقه<ای-– چند قومی مردم ایران بود. همچنان که این ائتلاف و آحاد مردم از هر طبقه ، قشر ، قوم و قبیله<ای را در اقصی نقاط کشور اعم از تهران،– تبریز،– قم، –مهاباد،– ترکمن صحرا، اهواز خرم<آباد، زاهدان –و.... در سال 56 تا 57 به صورت یکپارچه و فشرده در مقابل رژیم محمد رضا شاه قرار داد و به سرعت سقوط آن را موجب شد ،در بعد از انقلاب نیز با طیف بسیار متنوع و وسیع درخواست<ها از سوی هر یک از گروه ها، طبقات، شهر ها و اقوام روبرو شد. سیل تقاضا ها به سوی مرکزگسیل شد و همه کسانی که به هر اندازه در پیروزی انقلاب سهم داشتند، خود را محق به دریافت پاسخ مثبت در قبال در خواست<های خود می<دانستند و در شرایط انقلابی که به تازگی رژیم تا بن دندان مسلح رژیم شاه را به زانو درآورده بودند هیچ<<گونه تعلل و تاخیری را برنمی<تافتند لذا در صورت امکان خود راساً به کسب حقوق ادعایی مبادرت می ورزیدند. در چنین اوضاع و احوالی ضعف قدرت دولت مرکزی، عدم استقرار کامل نهادهای جدید، مراکز تصمیم گیری، اقدامات تحریک کننده از سوی عوامل داخلی و خارجی فضای روانی موجود، حاکمیت نگرش های احساسی– هیجانی بر طرف های ذینفع، دادن شعارها و وعده<های غیر معقول دست نیافتنی و مطلق<انگاری<ها تنش<هایی را موجب گردید که تا سال<های سال تمام امکانات و توان نظام نوپا را بلعید و در خود مستحیل ساخت.

سیاست قومی ایران بعد از انقلاب

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن واقعیات تنوعات قومی، زبانی و مذهبی در ایران حاوی اصول وفصولی است که مهم ترین مرجع و مبنای تدوین سیاست قومی در کشور به حساب می آید. در سال<های اولیه پیروزی انقلاب با توجه به فروپاشی ساختارها و نهادهای رژیم طاغوت و عدم استقرار تام و تمام نظام جدید، خلاء جدی در تدوین و اجرای سیاست قومی به چشم می<خورد. وقوع جنگ تحمیلی، تنش<ها و بحران<های سیاسی علیه انقلاب نو پای ملت ایران ، این امر را تا یک دهه به تاخیر انداخت و مناطق مرزی غربی و جنوبی کشور که محل سکونت برخی اقوام ایرانی است ، تبدیل به مناطق جنگی و نبرد با دشمن متجاوز شد. ادوار سیاست قومی اگر بخواهیم مراحل و ادوار مرتبط به وضعیت سیاست قومی در نظام جمهوری اسلامی را نشان دهیم باید به دوران های سیاست قومی در سال های 1357 تا 1360 ، سیاست قومی در طول جنگ تحمیلی تا سال 1368 ، سیاست قومی در سال<های 1368 تا 1376 و سیاست قومی از سال 1376 تا کنون توجه داشت. پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57 محصول ائتلاف چند طبقه<ای-– چند قومی مردم ایران بود. همچنان که این ائتلاف و آحاد مردم از هر طبقه ، قشر ، قوم و قبیله<ای را در اقصی نقاط کشور اعم از تهران،– تبریز،– قم، –مهاباد،– ترکمن صحرا، اهواز خرم<آباد، زاهدان –و.... در سال 56 تا 57 به صورت یکپارچه و فشرده در مقابل رژیم محمد رضا شاه قرار داد و به سرعت سقوط آن را موجب شد ،در بعد از انقلاب نیز با طیف بسیار متنوع و وسیع درخواست<ها از سوی هر یک از گروه ها، طبقات، شهر ها و اقوام روبرو شد. سیل تقاضا ها به سوی مرکزگسیل شد و همه کسانی که به هر اندازه در پیروزی انقلاب سهم داشتند، خود را محق به دریافت پاسخ مثبت در قبال در خواست<های خود می<دانستند و در شرایط انقلابی که به تازگی رژیم تا بن دندان مسلح رژیم شاه را به زانو درآورده بودند هیچ<<گونه تعلل و تاخیری را برنمی<تافتند لذا در صورت امکان خود راساً به کسب حقوق ادعایی مبادرت می ورزیدند. در چنین اوضاع و احوالی ضعف قدرت دولت مرکزی، عدم استقرار کامل نهادهای جدید، مراکز تصمیم گیری، اقدامات تحریک کننده از سوی عوامل داخلی و خارجی فضای روانی موجود، حاکمیت نگرش های احساسی– هیجانی بر طرف های ذینفع، دادن شعارها و وعده<های غیر معقول دست نیافتنی و مطلق<انگاری<ها تنش<هایی را موجب گردید که تا سال<های سال تمام امکانات و توان نظام نوپا را بلعید و در خود مستحیل ساخت.