چاپ شده در هفته نامه اراز ارومیه
بهترین توصیف ساختار اجتماعی ایران طی قرون گذشته، تنوع گروهی می?باشد.
این تنوع گروهی شامل تفاوت های قومی، مذهبی و گاهی ترکیبی از آن?ها بوده است. در گذشته تنوعات قومی و زبانی، ساختار قومی ایران را به موزاییک پیچیده?ای شبیه کرده بود که در آن هر تکه ای شکل اندازه و رنگ متفاوت داشت. در مجموع یازده قوم ایرانی (شامل فارس، آذری،کرد بلوچ، مازندرانی گیلک، بختیاری، لر، طالشی، هزاره افغان، هشت قوم ترک زبان ( شامل آذری، قشفایی شاهسون، ترکمن تیموری، افشاری، جمشیدی، و سایر مثل قاجارو بیات) یک قوم عرب و پنج گروه غیر مسلمان( شامل آسوری، ارمنی، یهودی، زرتشتی و بهایی) در طی چند قرن اخیر در ایران زندگی می?کرده اند. علاوه بر این?ها فرقه های مسلمان و شیعه و حیدری?ها ، نعمتی ها بر پیچیدگی این ساختار می?افزودند. اگر چه امروزه برخی از این گروه ها و فرقه ها از بین رفته اند، با این حال ساختار هنوز تنوع و پیچیدگی خود را حفظ نموده است. از میان تمام این تنوعات اجتماعی در ایران ایلات و عشایر در ایران همواره بخش عمده ای از جمعیت را تشکیل می داده و به طور مستقیم یا غیر?مستقیم در سیاست و حکومت نقش داشته اند.
می توان از چند ایل عمده در ایران نام برد:
ایل بختیاری، ایل قشقایی، ایل شاهسون، ایل ترکمن و ایلات بوچاقچی و افشار، به نظر لمپتن ستیزه?جویی گروهی، به نحوی از انحاء تا روزگار معاصر هم?چنان یکی از مشخصه های حیات ایرانیان است کشاکش مذهبی بین مسلمان و غیر مسلمان، سنی و شیعه، دشمنی چادرنشینان و روستائیان و اختلاف زبانی بین مردمان ایرانی غیره ایرانی سه نوع، اصلی اختلافات در ایران را تشکیل می داده است.
تاریخ ایران شاهد کشمکش?های چندگانه بین مجامع کوچک بی شمار، طایفه بر ضد طایفه ایل بر ضد ایل شهر بر ضد روستا و ... بوده است. تاریخ سیاسی ایران تا قرن بیستم تاریخ منازعه و کشمکش های عشایر و قبایل خود مختار و مسلط بود. در ایران هر ایلی واحد سیاسی، اداری، فرهنگی و قومی جداگانه ای داشته است. کشمکش های قومی در ایران دو حالت داشته یا ایلات با یکدیگر بر سر منافع در حال نزاع بودند و یا این که آن?ها بر سر قدرت مرکزی با یکدیگر می?جنگیدند و دولت مرکزی به معنای سلطه یک قبیله بر قبیله دیگر بود. فعالیت?های سیاسی قبایل در ایران را می توان طی?دوره های تاریخی از یکدیگر متمایز نمود.
دوران صفویه، رؤسای عشایر در اداره امور ولایات نقش مستقیمی داشتند.
دوران بین صفویه تا قاجار نزاع چندین ایل و طایفه بر سر قبضه قدرت سیاسی دوران قاجار: نصب ایلخان توسط دولت مرکزی برای گرد آوری مالیات بهره برداری از نیروی شبه نظامی ایلات به ویژه در مزرها، کوچ دادن عشایر به منظور محدود کردن قدرت سیاسی آن?ها و...
انقلاب مشروطه؛ نقش قابل توجه قبایل و عشایر در انقلاب
دوران رضا شاه:کاهش نفوذ سیاسی قبایل انحلال تشکیلات ایلی و عشایری، محدود کردن قدرت خوانین، اجبار عشایر به خدمت نظام، خلع سلاح عمومی، اسکان قبایل، بازداشت و اعدام برخی از خوانین تاریخی، تصرف املاک و منافع مالی قبایل توسط سرکردگان ارتش، گسترش بر وکراسی دولت در مناطق ایل عشایری.
دوره1332-1320تقویت قبایل و عشایر، نفوذ روسای عشایر در مجالس این دوره، بازگشت خوانین تاریخی به مناطق و در دست گرفتن اداره منطقه شروع مجدد کوچ و شیوه زندگی ایلی.
انقلاب مشروطه نقش قابل توجه قبایل و عشایر در انقلاب
دوران رضا شاه:
کاهش نفوذ سیاسی قبایل انحلال تشکیلات ایلی و عشایری، محدود کردن قدرت خوانین، اجبار عشایر به خدمت نظام، خلع سلاح عمومی، اسکان قبایل، بازداشت و اعدام برخی از خوانین تاریخی، تصرف املاک و منافع مالی قبایل توسط سرگردان ارتش، گسترش برو>کراسی دولت در مناطق ایل عشایر
دوره 1332-1320تقویت قبایل و عشایر، نفوذ روسای عشایر در مجالس این دوره، بازگشت خوانین تاریخی به مناطق و در دست گرفتن اداره منطقه شروع مجدد کوچ و شیوه زندگی ایلی.
ضربه اساسی مجدد بر پایه های اقتصادی و سیاسی ایلات، در نتیجه ساخت متمرکز قدرت مطلقه و نوسازی شتابان.
انقلاب اسلامی:
تقاضای اقوام برای خود مختاری، خود گردانی و بهبود اوضاع اقتصادی، سازماندهی حزبی در کردستان، تصرف اراضی بزرگ توسط ترکمن ها، تشکیل شورا های دهقانی.
ملاحظه می شود که در دوره های سیاسی، تاریخی ضعف دولت مرکزی وافزایش نقش جامعه شاهد حضور اقوام ایرانی در عرصه سیاسی می باشیم این حضور البته صورتی غیر دموکراتیک می یابد و خشونت، هرج و مرج، جنگ، تقاضای خود مختاری و جدایی ویژگی اصلی آن می باشد.
واقعیت این است که در گذشته تنوعات گروهی و قومی تنها به دلیل به خشونت و تعصبات تنش آفرین بدل می شود که میزان تبعیض ها بسیار بالا بود و شیوه و برخورد حاکمان با اقوام و زیردستان به شکل ارباب و رعیتی و حاکم و محکوم رقم می خورد لذاست که ترک علیه کرد، فارس علیه ترک و عرب علیه فارس عناد دشمنی داشت که فی الواقع خود هم ریشه این عناد و تعصب را نمی دانستند منتهی چون میزان محرومیت و فشارهای حاکمان و سران ایالات آن قدر بالا بود که مجالی برای بروز رفتارها و هنجارهای منطبق بر تهلانیت وجود نداشته است با گسترش سطح آگاهی های اجتماعی و گسترش ارتباطات و مراودت اکنون می توان ادعا کرد که ساختار اجتماعی در ایران متکثرو متنوع است.
آزادی تدریس زبان های محلی، ترویج موسیقی های سنتی، انتشار نشریات و مطبوعات محلی و استانی سرمایه گزاری بر روی عناصر و فرهنگ و سنن و آداب و قومیت ها و... باعث دلگرمی همه قومیت ها به ایران اسلامی خواهد شد.
چرا که در بطن این تکثیر و تنوع همگرایی همگونی به هم تنیده افرادی نهفته که تنها مید شان به توسعه و پیشرفت و سعادت ایران، اسلامی عزیز می تپد