چاپ شده در اراز اذربایجان
کشورهایی که دارای تنوع قومی هستند در روند شکل گیری دولت متمرکز قدرتمند با نشانه هایی از بحران روبه رو می<شوند. »لوسین پای« گذار از تنوع اجتماعی به وحدت ملی را صرفاً در شرایطی امکان<پذیر می<داند که کشورها بتوانند از بحران هویتی قوی عبور کنند.
برخی دیگر از نظریه<پردازان از جمله »کاپوتوریرتی« بر ضرورت تامین حقوق اقلیت<های سیاسی، قومی مذهبی تاکید دارد. وی این اقلیت<ها را مجموعه<ای از نیروهای اجتماعی می<داند که از ساختار عمومی قدرت فاصله گرفته وارد محیط پیرامونی واقع شده<اند.
وی اقلیت<های قومی را گروه<هایی می<داند که »در حاکمیت شرکت نداشته و از نظر تعداد، کمتر از بقیه کشور باشند و اعضای آن<ها در عین حال که تبعه کشور هستند، ویژگی<های متفاوت قومی، مذهبی یا زبانی با سایر افراد کشور داشته و نوعی احساس وحدت منافع و همبستگی در جهت حفظ فرهنگ آداب و رسوم مذهب یا زبان خود دارا هستند.«
»واکر کانور« در تئوری خود برای تحقق اتحاد ملی بر مولفه<های معطوف به همکاری، مشارکت و همگامی گروه<های قومی، مذهبی و زبانی اقلیت<ها تاکید می<کند. وی در این ارتباط می<گوید: تحلیل<گران جهان سومی، ناهمگونی قومی را کم و بیش نادیده گرفته یا صرفاً پدیده<ای زودگذر تلقی کرده<اند. در گذشته، تئوری توسعه سیاسی، ملت<سازی به شمار می<رفت اما حامیان این تئوری به ندرت بیان داشتند که چگونه یک آگاهی ملی واحد در بین عناصر متفرق قوی به وجود خواهد آمد.«
به عقیده کانور برای علت یابی حوادثی که اقلیت<ها و قومیت<ها را به وجود می<آورند، نباید به پدیده<هایی چون زبان، فرهنگ، مذهب، رسوم یا پدیده محسوس دیگری تکیه کرد بلکه باید جایگاه ملی<گرایی قومی را در میان ملل گوناگون، جایگاهی بسیار مهم دانست. به طور کلی به نظر وی، ملت<سازی با ایجاد انسجام و وفاق اجتماعی با ترکیب جمعیتی کشور نسبت مستقیم دارد زیرا جوامع متجانس و همگون جمعیتی با محدودیت<ها و مشکلات کمتری در این مسیر مواجه می<شوند اما جوامع نامتجانس جمعیتی به دلیل وجود تعلقات خرده ملی، وجود پاره فرهنگ ها و وفاداری<های قومی، نژادی، زبانی و... دچار چالش<هایی می<شوند.
نظریه<پرداز دیگری که در ارتباط با مسایل قومی کشورها مطالب جدیدی را به نگارش درآورده »آلن نورن« است. وی برخلاف کانور، بر این اعتقاد است که مقاومت قومی و مذهبی نه تنها در جهان سوم وجود دارد بلکه می<توان نشانه<هایی از آن را در کشورهای اروپایی نیز مورد ملاحظه قرار داد. این امر را باید در انعکاس احساس بیگانگی، خشم و تبعیض ناعادلانه دانست.
در کشورهایی که شکاف قومیتی وجود دارد، تدوین و اجرای سیاست<های معطوف به هویت<سازی ملی در عین حفظ هویت های خرده ملی، تلفیق معقول و منطقی وفاداری ملی یا دیگر خرده فرهنگ<ها با دولت و سازماندهی فضایی جمعیت به طوری که عامل مساعدی در جهت همگرایی و وفاق ملی باشد و به طور خلاصه، طراحی سازوکارهای حفظ وحدت در عین کثرت و تنوع ضروری به نظر می<رسد.
سومین نظریه<پردازی که در ارتباط با مسایل قومی و مذهبی در کشورهای مختلف، مطالعات دقیقی به انجام رسانده » آنتونی گیدنز« است. وی مطالعات قومی کشورهای مختلف را براساس شاخص<های اجتماعی و در قالب تئوری<های جامعه شناختی ارایه داده است. گیدنز بر این اعتقاد است که »مقاومت قومی، بخشی از واقعیت<های اجتماعی دوران بعد از جنگ سرد است. در سیاست تکثرگرایی، حفظ وحدت در عین کثرت، مهم ترین ویژگی است.
در این الگو سازماندهی پیکر سیاسی کشور به شکلی اعمال می<شود که در آن هر گروه اجتماعی و قومی هم امکان حراست از ارزش<های خاص خود را داراست و هم به احقاق حقوق خود نایل شود. در جامعه کثرت<گرا بسیاری از گروه<های اجتماعی و فرهنگی پذیرفته شده و با حفظ ویژگی<های خود از طریق مشارکت و همزیستی به نظام سیاسی اجتماعی ملحق شده<اند«.