| در این مقاله تصمیم بر این است تا ضمن پرداختن بر نحوه شکل گیری جریانات سیاسی منطقه به عناصر شکل دهنده آنها نیز اشاره شود... پیشینه شکل گیری جریان چپ در ارومیه به بعد از انقلاب بر میگردد. در ابتدا تفکر چپ به صورت محفلی فعالیت میکرد که بعد از تشکیل سپاه نیروهای آن در این نهاد انقلابی گرد هم آمدند و بخاطر روابط فامیلی و خانوادگی ارتباطاتی با همدیگر ایجاد نمودند. از عناصر اصلی این جریان در آن دوران که بعضی ها دارای دیدگاههای تند و رادیکال و برخی نیز دارای دیدگاههای معتدل بودند می توان به علی عبدالعلی زاده ، فائزی ، حامد کوتانساز ، یوسف مدرس ، قربانعلی سعادت ، حمیدصداقت پیشه ، ابوالحسن روحانی ، حقانی ، هادیفر ، نعلبندی ، یوسف زاده و علیرضا قلی زاده اشاره نمود. این افراد مسئولیت های کلیدی سپاه ارومیه را بر عهده گرفته و با عناصر همفکر خودشان در منطقه ماکو ، خوی ، سلماس ، میاندواب نیز ارتباط برقرار نمودند. در ماکو نیروهای انجمن جوانان از جمله آقای سبحانی، در خوی محمودزاده ، جبارزاده ، ولی خانلو و ... در سلماس یحیی محمدزاده ، صدقیانی و ... در میاندواب قهوه چیان ، فرامرزی و ... عناصری بودند که بصورت تشکیلاتی با عناصر ارومیه در ارتباط بودند. در این ایام نیروهای چپ ارومیه که در میان احزاب و سازمانهای سیاسی بیشترین اشتراکات را با جنبش مسلمانان مبارز برهبری حبیب الله پیمان داشتند به همین اساس هفته نامه امت ارگان جنبش مسلمانان حتی در صبحگاه سپاه برای نیروهای پاسدار قرائت میشد و به همین خاطر نیز نیروهای چپ معروف به نیروهای امتی بودند. این عناصر برای تحکیم پیوند خود در تلاش بودند در تشکیل زندگی پیوندهای خود را گسترش دهند مثلا عبدالعلی زاده با ازدواج با خواهر صداقت پیشه و سعادت با خواهر کوتانساز و کوتانساز با ازدواج با فامیل فائزی و صداقت پیشه با فامیل فائزی و کوتانساز روابط خود را بیشتر مستحکم کردند از نظر سیاسی در منطقه این نیروها بیشترین تلاش خود را برای حذف آقای فوزی که یکی از روحانیون با نفوذ و معتدل منطقه بود بکار گرفتند و به بهانه روابط فوزی با آقای شریعتمدار تبلیغات وسیعی بر ضد وی به راه انداختندو نهایتا با بهره گیری از امکانات برخی روحانیون منطقه که سابقه مخالفت های قبلی با فوزی البته نه بخاطر انقلاب بلکه با هدف حذف رقیب دیرینه را داشتند از یک سو و با هدف در دست گرفتن رهبری روحانیت منطقه با این جریان همسو شدند. از جمله این روحانیون آقای سیدعلی اکبر قرشی بود که وی روزگاری بهمراه آقای فوزی اطلاعیه اعلام حمایت از حزب خلق مسلمان را امضا کرده بودو عناصر چپ و به قولی امتی ها را تحت حمایت خود قرار داد. این جریان در برخی مراکز حساس نیز حضور جدی داشت از جمله جهاد سازندگی که یکی از نهادهای قدرتمند تازه تاسیس بود که حضور قدرتمندی در مناطق روستایی داشت و از طرف دیگر در محافل دانشگاهی عناصری چون ناصرپویا و دکتر ضرغام با حضور در دانشگاه ارومیه از نظر فکری روابط نزدیکی با آنها داشتند و هیات های هفت نفره زمین و سازمان واگذاری مسکن از دیگر محل های حضور عناصر نزدیک به این جریان بود.ارتباط آقای قرشی با جریان فوق برخی از نیروها که قبل از انقلاب سابقه حضور در جلسات انجمن حجتیه را داشتند حجتیه را با این جریان مرتبط کرد. موضع گیری های سیاسی و اقتصادی این گروه عبارت بودند از :1) موضع گیری فکری و سیاسیظاهرا مدعی دفاع از حضرت امام خمینی (ره) بودند و به غیر از امام (ره) سایر مراجع تقلید با انواع اتهامات مورد هجوم این جریان قرار داشت. از جمله حضرات آیات عظام خوانساری ، خوئی ، مرعشی نجفی و ... بر علیه شهید مطهری نیزمواضع تندی داشتند بطوری که گفته می شود بعد از شهادت شهید مطهری بدست گروه افراطی و تروریستی فرقان برخی عناصر وابسته اظهار شادی نمودند.همچنین تندترین حملات این جریان بر علیه شهید بهشتی بود و علنا ایشان را مورد حمله قرار میدادند .2) موضع گیری اقتصادی این جریان شدیدا معتقد به اقتصاد دولتی بود و بیشترین حملات را بر علیه اقتصاد بخش خصوصی داشتند و معتقد به مصادره اموال صاحبان سرمایه بودند و بخاطر قرار گرفتن در برخی مراکز از جمله دادگاههای انقلاب ، زمین شهری ، هیاتهای واگذاری زمین اکثر مصادره ها و تقسیم زمین بدون بررسی دقیق توسط عوامل این جریان صورت میگرفت.بعد از اعتراض برخی از جریانات سیاسی و روحانیون سرشناس پایگاه اصلی این جریان یعنی سپاه ارومیه توسط شهید محلاتی نماینده وقت امام در سپاه مورد تصفیه قرار گرفت و این عناصر از سپاه کنار گذاشته شدند و بدنبال موضع گیری نماینده امام تعداد زیادی از نیروهای سیاسی این جریان ارتباط خودشان را با این جریان قطع و از مواضع قبلی خود اعلام برائت نمودند خصوصا تاثیر شهادت شهید بهشتی بدست گروهک تروریستی مجاهدین خلق و پیام حضرت امام (ره) بر تغییر موضع بسیاری از نیروهای سیاسی این جریان بصورت رسمی از عملکرد قبلی خود اظهار پشیمانی نموده و تعدادی از این نیروها نیز برای فاصله گرفتن از اختلافات باندی و جریان گذشته مناسب ترین راه را حضور در جبهه های جنگ دیدند و برخی نیز بدرجه رفیع شهادت نائل آمدند بعد از این جریانات عمده سران جریانات بر خلاف موضع گیریهای اقتصادی قبلی خود وارد فعالیت های اقتصادی شده و تعدادی نیز با قرار گرفتن در مسئولیت کارخانجات و شرکت های تولیدی راه در مسیر اقتصاد بخش خصوصی طی نمودند... ادامه دارد ... |