بررسی نظریه تجربه دینی

چاپ شده در هفته نا مه اراز اذزبایجان ارومیه

این نظر به دنبال اثبات این معنی است که وحی به معنای ارتباط بین عالم بالا و عالم غیب با عالم زمین و یا رابطه انسان با خدا و فرشته پایه عقلی و برهانی ندارد و پس الزاما" باید برای وحی معنای دیگری را پیش بینی کرد. در این نظر بطور کلی دو مطلب مورد تصدیق و اعتراف قرارگرفته. یکی اینکه شخصیت هایی که ادعا می<شود دارای ارتباط و حیانی هستند بطور مسلم وجود خارجی داشته اند و هر کدام در یک مقطع زمانی زندگی کرده اند و تاریخ وجود چنین شخصیت<هایی را تصدیق و ثبت کرده. دوم اینکه این شخصیت ها در طول حیات خود منشا آثار و برکات زیادی برای جوامع انسانی بوده اند که آن آثار هنوز هم باقی است لکن این حرف که این آثار و برکات ازرابطه اینها با عالم غیب و خدا ناشی می<شود قابل قبول نیست این نظریه در عین اعتقاد به خدا می گوید : وحی عبارت است از نبوغ پیامبران و انعکاس افکار درونی آنها و این آثار و نوآوری<ها و اصلاح<گری<ها غیر از نبوغ و انعکاس افکار درونی آنها چیز دیگری نیست . توضیح مطلب این است که این نظریه اینگونه تبیین شده که پیامبر یک نابغه اجتماعی است دارای استعداد بی نظیر و فوق العاده علمی و عقلی لکن نابغه ای است خیرخواه و مصلحت اندیش و اصلاح طلب که خداوند این نبوغ را به او داده است حالا وقتی که این نابغه در جامعه ای پیدا می<شود و اوضاع را می بیند بدبختی و فساد مردم را مشاهده می<کند و درک می کند و بعد در مقابل آنها متاثر می شود و بعد بفکر می افتد که اوضاع این مردم و جامعه را تغییر داده و اصلاح کند چنین انسانی با نبوغی که دارد یک راه صحیح جدید را برای مردم به ارمغان می آورد و مردم را برای پذیرفتن آن طرح اصلاحی دعوت می کند . وقتی از اینها سوال می شود پس روح الامین و یا وحی که در قرآن مطرح شده چه می باشد؟ می گویند مراد از روح الامین همان روح باطن و نبوغ شخص می باشد که ذات آن سرچشمه می گیرد و مراد از وحی همان جرقه ذهنی است که روح باطن به او الهام می کند. پس وحی عبارت است از همان نبوغ و استعداد فوق العاده پیامبر از عمق اندیشه او سرچشمه می گیرد و می آید به سطح اندیشه که به مرحله عمل برسد و ملائکه عبارتند از همان ققوای طبیعت که در اختیار پیامبر قرار گرفته است . منشا شبهه منکران وحی شاید منشا شبهه این آقایان این باشد که وحی بنابر تعریف معروف, عبارت است از برقرار ارتباط میان عالم ماورا طبیعت و عالم مادی , و از آنجائیکه بین رابط و مربوط سنخیت شرط است و تناسب بین دو مترابط حتمی است ولی بین عالم ماده و عالم ماورا ماده هیچ نوع سنخیتی وجود ندارد و چون سنخیت بین دو عالم وجود ندارد پس ارتباط بین آنها هم ممکن نخواهد بود, پس وحی باید توجیه و تفسیر دیگری داشته باشد. شبهه دوم شاید این باشد که وحی , طبق تفسیر دانشمندان دینی از سوی عالم غیب و جهان ماورا طبیعت ناشی می<شود و به سوی زمین سرازیر می گردد بنابراین در مفهوم وحی باید صعود و نزول وجود داشته باشد یعنی از یک نقطه ای وحی سرازیر می شود به نقطه ای دیگر ولازمه سعود و نزول تحیز و جهت داشتن است و حال آنکه عالم ملکوت و ماورا ماده دارای تجرد محض است و عاری از صفات مادی، براساس این دو شبهه می گویند که وحی غیر از توجبه تجربی نمی تواند داشته باشد و آن اینکه بگوئیم وحی یک خاصیت انسانی و نبوغ درونی است که آن نبوغ از عقل وفکر خود انسان پیامبر ناشی می<شود و هیچ رابطه ای با عالم غیب ندارد.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد