وحی نبوی

 

پیامبر شناسی                  چاپ شده در هفته نامه اراز اذربایجان ارومیه
سرویس معارف و تاریخ: یکی از مسائلی که بعد از خداشناسی ضرورت بحث دارد، مساله نبوت و پیامبرشناسی است.
مساله نبوت و پیامبرشناسی، در دو محور نبوت عامه و نبوت خاصه بحث می شود، در نبوت عامه بحث از فلسفه وجودی و ضرورت بعثت و نبوت می شود که آیا در حیات بشر پدیده ای بنام رسالت آسمانی که پیام آور قانون الهی می باشد ضرورت دارد یا ندارد همچنین بحث از معجزه و حقیقت آن که سند حقانیت و صداقت پیامبر و بحث از عصمت که عامل مصونیت پیامبر و وحی از خطا  و تحریف می باشد مطرح می<شود.
ولی در نبوت خاصه، بحث از پیامبر، دلائل نبوت و شخص خاص است مثلاً بحث می شود از نبوت پیامبر خاتم که کدام معجزه را داشته برنامه اش چه بوده دلیل عصمت او چه باشد و... . در بحث از فلسفه نبوت و ضرورت وحی از طرف عالمان دینی و دانشمندان اسلامی استدلال های گوناگون عنوان شده بعضی از استدلال ها برمی گردد  به خود بعثت به بیان  دیگر از وجود خدا استدلال می شود بر اینکه وجود وحی و نبوت امری است ضروری به این معنی وجود خدا لازمه اش ضرورت وحی و رسالت در جامعه بشری است. در بعضی از استدلال ها ضرورت وحی برمی<گردد به نیاز انسان به وحی که بین حیات بشر و وحی یک ارتباط تنگاتنگ و ضروری وجود دارد که نبودن آن باعث اضمهلال و سقوط حیات بشری است.
وحی پدیده ای ممکن
در رابطه با استدلال بر ضرورت وحی به شیوه نخست که از طرف متکلمین ارائه شده دو طریق وجود دارد یکی از طرق استدلال همان قاعده معروف لطف می<باشد که می گویند نبوت و وحی از طرف خداوند لطف است و لطف بر خداوند واجب است پس نبوت ازطرف خداوند واجب است که اگر خداوند این کار را نکند به تکلیف خود عمل نکرده است و چنین چیزی بر خداوند محال است. یکی دیگر از طرق استدلال بر نبوت عامه استدلال از راه وجود خداست به این معنی که چون خدا هست و آفریدگاری وجود دارد و این آفریدگار وجودی است واجب پس نبوت هم باید باشد البته باید توجه کرد که این استدلال غیر از قائده لطف است چون در قاعده لطف صحبت از تکلیف خداوندی است که به معنای اقتضای حکمت می باشد ولی در اینجا صحبت از تکلیف نیست فقط مساله ضرورت وجود است آن ها می گویند چون خداوند به عنوان وجود واجب و ذاتاً  غنی وجود دارد پس در خلقت و هستی خلا وجود ندارد و کمبودی نیست به این معنی اگر در عالم خلقت و در عرصه هستی موجودی امکان یک رشد و کمال در او باشد و موانعی در کار نباشد یعنی در آن شیئی قابلیت برای کمال و رشد تمام باشد از طرف خداوند کمال به او افاضه خواهد شد و این افاضه و اعطای کمال از وجوب ذاتی پرودگار ناشی می شود و وجود خدا این اقتضا را دارد.
بعد با استفاده از این قانون و قاعده، در باب نوع انسان این گونه گفته اند که نوع انسان ها نیازمندند به یک هدایتی که ماورای هدایت حس و عقل بشری است و این نیاز یک امری است بدیهی و روشن و از طرفی بشر می تواند این هدایت را از ماورای وجود خودش از عالم دیگر تلقی کرده و بگیرد که اسمش وحی است. پس برای بشر امکان بهره برداری از چنین هدایتی وجود دارد و حتی بشر به چنین هدایتی نیاز دارد و تلقی آن هدایت برای بشر از طریق وحی ممکن است پس حتماً بطور ضرور و جدی این فیض از طرف خداوند به او خواهد رسید. بنابراین اگر کسی به خدا معتقد باشد ضرورت وحی و نبوت برای او روشن و بدیهی است.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد