این بار خاتمی میهمان استعمارگر پیر

  این بار خاتمی میهمان استعمارگر پیر

فاطمه رجبی

گرچه این جانب پس از نوشتن مطلب اعتراضی پیرامون سفر«محمد خاتمی» به آمریکا، مورد تهاجم هولناک و بی‌سابقه واقع شدم و اگر چه صدا و سیمای ملی! چند برنامه خود را به تخریب بنده اختصاص داد و هرچند تخریب‌گران با هدف ایجاد اختناق و سرکوب «آزاداندیشی و درست اندیشی» مرا تا ترور کامل شخصیت و اندیشه تعقیب نمودند و در این میان برخی دارندگان لباس روحانیت با ابزار «سایت» و غیره، گوی سبقت را از دیگران ربودند، اما بنا بر وظیفه دینی و انقلابی، آموزه های پویای حضرت خمینی(ره) و سرسپردگی همیشگی به ساحت مقدس و مطهر روحانیت اصیل، سکوت مرگبار را در این روند نامیمون پذیرا نگردیدم. 
 
مطمئن هستم باز هم قلمهای اجیر و زبانهای یاوه گویی با عنوان وکیل و کارشناس با یورش جمعی بنده را هدف قرار خواهند داد. آنان که «آزادی» را فارغ از هر «آزادگی» برگزیده اند و «رهایی نظر واندیشه» را به «اسارت تن و جان» فروخته‌اند و «آرمان و اعتقاد دینی و ملی» را با «یک تحسین بی ارزش بیگانگان» معامله کرده‌اند و این همه را در راه «بقای مافیای قدرت و ثروت» به جان خریده اند، بار دیگر مرا بمبارانی بیش از گذشته خواهند کرد. اما چگونه می‌توان یکی از هزاران آموزه حضرت روح‌الله(س) را بخاطر داشت و از این مصیبت بزرگ چشم پوشید؟! 
 
سفر «محمد خاتمی» به انگلیس با انگیزه و هدف و تدارکی یکسان با سفر آمریکا، صورت گرفت. در واقع پس از میزبانی «شیطان بزرگ» برای خاتمی، «استعماگر پیر» به میدان آمد تا «میهمانی خاتمی» درد جانکاه «اخراج اصلاح طلبی از حاکمیت» توسط ملت فهیم را التیام بخشد! 
 
اما همانگونه که خیمه شب‌بازی اصلاح‌طلبان در دفاع از سفر شوم خاتمی به آمریکا، نه تنها تطهیر کننده این اقدام نگردید، بلکه طبق پیش بینی، پیامدهای فاجعه باری را به ارمغان داشت، سوغات این سفر هم بیش از آن نبوده است. 
 
آیا ملت شاهد آن نبود که در روزهای آخر سفر خاتمی به آمریکا «اهانت بی‌سابقه پاپ نسبت به اسلام عزیز» صورت گرفت؟ و آیا با همه ترفندهایی برخی رسانه های داخلی برای مثبت نشان دادن این سفر، ملت گزارش آن را با مسائلی چون «صحه‌گذاردن بر هولوکاست»، «رفع شیطانیت‌ از‌ آمریکا»،‌ «به‌ رسمیت شناختن اسرائیل»، «تأیید تداوم تجاوز و اشغال و جنایت آمریکا در عراق» را دریافت نکرد؟ 
 
جالب است گفتگوی تمدنی خاتمی که در داخل کشور، غارت اموال ملی توسط بنگاه های فساد و ماجرای هزارو یک شب مهاجرانی، مدیر منصوب خاتمی و کسی که خاتمی اندیشه او را اندیشه خویش اعلام داشت، را نتیجه داد، اینک سفرهای زنجیره ای در دیار شیاطین متهاجم به اسلام و چنگ و دندان نشان دادن سلطه گران بی هویت غرب در پوشش دانشگاههای وابسته به دولتهای جنایتکار را پیامد دارد. 
 
جای تعجب نیست که پس از سفر پربار به آمریکا! یکی از دانشگاههای آمریکا، برای نخستین بار از «سلمان رشدی مرتد» به مدت 5 سال برای تدریس دعوت می کند، اما شگفت آور است که این دعوت با انتشار بیانیه ای اعلان می گردد که در آن «سلمان رشدی»، «قهرمان شجاع حقوق بشر و آزادی» معرفی شده است؟! آیا این «آزادی» و «حقوق بشر» همان مفاهیم و مبانی و واژگانی نیستند که خاتمی و لشکر همراهش از آن به عنوان «چماقی برای کوبیدن بر احکام مقدس و نورانی قرآن کریم» استفاده نموده و می نمایند؟! 
 
چنین است که بار دیگر در حد بضاعت خود اظهار می کنم و حتی از پیشگاه مقدس مرجعیت عظیم الشأن و مقدس روحانیت اصیل و وارسته تقاضا دارم، در این امر هولناک سکوت پیشه ننمایند. آیا امروز ملت ایران و فردا نسلهای آتی در ایران و جهان اسلام، از حوزه های امام صادق(ع) پرسش بنیادین در این باره نخواهند داشت؟ آیا در تاریخ عظمت آفرین روحانیت سربدار شیعه، چنین حرکاتی سابقه داشته است؟ مگر نه این که حضرت روح الله(س) با نگاه الهی خویش «معیار روحانیت اصیل اسلام» را برای همه نسلها و عصرها این گونه ترسیم فرمود: 
«بزرگترین فرق روحانیت و علمای متعهد اسلام با روحانی نماها در همین است که علمای مبارز اسلام همیشه هدف تیرهای زهرآگین جهانخواران بوده اند، و اولین تیرهای حادثه قلب آنان را نشانه رفته است». 
 
پس چگونه در حال حاضر از طیف روحانیون اصلاح طلب، «خاتمی» میهمان هرروزه آمریکا و انگلیس و... است، دیگری با نفی «مبنای الهی مشروعیت ولایت فقیه» از سوی وابستگان به بیگانه و دشمنان اسلام حمایت می شود و سومی بدعتگزار جدایی «انقلاب اسلامی» و «جمهوری اسلامی» گردیده، خواهان انتخاب یکی از آن دو می می گردد؟! هم او که دیدگاههای خود یا اطلاعات مسائل هسته ای را در نشریات بیگانگان ارائه میدهد تا مثلاً راهکاری برای تسلیم احمدی نژاد پیدا شود. 
 
آیا مرجعیت عالی مقام و فضلا و طلاب حوزه های امام صادق (ع) می دانند که اتحادیه دانشجویان «سنت اندروز» از حضور خاتمی در بیانیه ای به این دلیل حمایت کرده اند که وی «ارزش های لیبرالی را در ایران اسلامی شجاعانه ترویج و حمایت کرده است»؟ و آیا آنها شاهد نبوده و نیستند که رشد و اوج گیری مصائب و فجایع ارزش ستیز و اصول زدا از احکام نورانی قرآن کریم در دوران اصلاح طلبی، معنای «حمایت» فوق می باشد؟ همان «فرهنگ ستیزی اصلاح طلبانه» که مفاسد بجای مانده آن بزرگترین معضل جامعه و دولت اسلامی جدید است. 
 
جالب است که شاگردان امام عصر(عج) در حوزه های علمیه جملاتی از یک سخنرانی خاتمی را در سرزمین استعمارگری بخوانند: 
«فرد جدید تساهل دارد و بر سر اعتقادات دینی و اختلافات فرهنگی با مشت و لگد به جان حریف نمی افتد. پس از گسترش و بسط ایدئولوژی های فراگیر اجتماعی در نیمه دوم قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم و در قاره اروپا آتش جنگهای مذهبی چنان بالا بگیرد که بر اثر آن هیچ زن و مرد و کودک و پیری خود را در امان نبیند و خانه و بازار و مسجد و کلیسا یکسان مورد هجوم تخریب قرار بگیرد.» 
 
آیا فرد جدید همان «فرد لیبرالی» و «تساهل» همان «کوتاه آمدن از اعتقدات دینی و تضعیف ایمانی» نیست؟ طبیعی است خاتمی با دلبستگی به اندیشه و تفکر غربی چنین بر طبل «تمدن لیبرالی» بکوبد اما «لباس روحانیت او آیا نشاندهنده نمایندگی از روحانیت اسلام، به ویژه تشیع خونبار و رهایی بخش نیست»؟ 
 
«جنگهای مذهبی» در کلام او بیانگر کدام نکته است؟ آیا «اسلام و مسلمین» از آن مبرا شده اند؟ آیا جنایتکاری «نسل کشی» و «قتل عام تمدن ادیان الهی» توسط غرب، به سرکردگی آمریکا و انگلیس عامل پنهان و آشکار آن نیست؟ خاتمی از چه چیز و در راستای تعالی کدام تمدن و «فرهنگ» و «اندیشه و دین» سخن می گوید؟ 
 
بالاتر از این، آنکه خاتمی در مصاحبه ای اعلان می دارد که «لیبرالیسم را مظهر شرارت» نمی داند. این امر اعلان تعهد او به لیبرالیسم است. چه کسی نمی داند که لیبرالیسم اومانیستی، بزرگترین دشمن شرور «ایمان دینی» و «قاتل حتمی و قطعی شریعت آسمانی» است؟ 
 
افتخار دیگری که اصلاح‌طلبان فرهنگ سوز برای این سفر ترویج می‌کنند، افتتاح دفتر جدید مطالعات ایران در دانشگاه مذکور توسط خاتمی، و اهدای دکترای افتخاری این دانشگاه به اوست. خوب است روحانیت وارسته و مفتخر به شعارها و پرچم عظمت آفرین اسلام و قرآن بدانند که «لرد راسل جانس توند» نماینده مجلس اعیان و رهبر سابق نهضت اروپایی، اهدای دکترا به خاتمی را پاسخ کتابهای اهدایی به آن دا نشگاه اعلان کرده است. همان چندهزار جلد کتابی که در دوران اصلاح طلبی از سوی سفیر ایران در پاریس، از جیب ملت مسلمان ایران به آن دانشگاه هدیه شده است؟! 
 
چگونه روحانیت پذیرای این «درد بزرگ» خواهند بود که به نوشته «گاردین» و البته بر روال سفر به آمریکا «خاتمی عالی رتبه ترین شخصیت سیاسی ایران خواهد بود که از زمان شاه مخلوع، برای نخستین بار به انگلیس سفر می کند؟» و تأسف بار آنکه طبق تأکید همین نوشته «این سفر زمانی انجام می‌گیرد که انگلیس به همراه آمریکا برای تحریم علیه ایران، اعمال فشار می کند.» 
 
آیا«رفع شیطانیت از آمریکا» در «دیار شیطان بزرگ»، استمرار «اهدای رحمانیت به استعمارگر پیر انگلیس» را ثمر نخواهد داشت؟ چنین است که در این سرزمین کلاً تفکر سلطه گر و خدا ستیز لیبرالیسم از سوی خاتمی به عنوان مظهر شرارت نفی می شود؟ 
 
شاید به همان دلیل که خاتمی، امریکا را شیطان بزرگ نمی داند در گفتگو با رادیو بی‌بی‌سی، ماجرای نامه ننگین دولت خود به دولت امریکا در اویل سال 82 را تلویحاً تأیید می کند. نامه ای که بنا بر همین گزارش در روزهای ابتدایی اشغال عراق نگاشته شد و دولت خاتمی مخفیانه و به دور از چشم ملت اما به نمایندگی از آن دو دست خود را مقابل امریکا به نشانه تسلیم بالا برد. وی در ارسال این نامه ذلیلانه هیچگونه نمایندگی از سوی ملت مقاوم و پایمرد ایران نداشت و به همین دلیل نیز بود که ماجرای این نامه با گذشت بیش از 3 سال از ارسال آن، اکنون از سوی رادیو دولتی انگلیس و برای تحقیر ملت ایران، افشا شده است. 
 
اما پاسخ این سفرها از سوی دشمنان قسم خورده اسلام و قرآن، نظام اسلامی و ملت ایران چیست؟ بنابر گفته مقامات آمریکا،«منزوی کردن احمدی نژاد رئیس جمهور ایران با استفاده از خاتمی رئیس جمهور سابق» ؟! 
 
پاسخ نسلهای امروز و آینده را در برابر رفتار و گفتار این افراد ایستاده روبه قبله غرب چه کسی باید بدهد؟ مگر نه آن که امام شهیدان حضرت خمینی(س)، آن بزرگ پرچمدار اصالت و وارستگی و افتخار آفرین روحانیت، با ارائه چنین تصویری، «روحانیت» را در گامهای بلند و استوارشان می ستاید: 
«صدها سال است که روحانیت اسلام، تکیه گاه محرومان بوده است. همیشه مستضعفان از کوثر زلال معرفت فقهای بزرگوار سیراب شده اند. ا زمجاهدت علمی و فرهنگی آنان که به حق از جهاتی افضل از دماء شهیدان است که بگذریم. آنان در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دینی و میهنی خود، حرارت ها و تلخی هایی متحمل شده اند» 
 
آیا رواست این پرونده زرین دینمداری و میهن دوستی و این شهدات طلبی های قلمی و قدمی، در تعظیم و تکریم به آمریکا و انگلیس، با معامله «اهدای دکترا» یا «تقابل با احمدی نژاد» ذبح گردد؟ 
 
بگذار ویرانگران، ارتجاع، تحجر، جمود و... را بر فرق نگارنده این سطور بکوبند و حریم اخلاق و دین و شرع و انصاف در این تهاجم لگدکوب مهاجمان گردد اما هرگز مباد روزی که افتخار هزارساله حوزه های علمیه قربانی دوستداران غرب و شیفتگان اومانیسم غربی گردد. 
 
کدام روحانی می پذیرد روزی خاتمی در دیار شیطان بزرگ تحسین شود و روزی دیگر پیر استعمارگر او را قرین محبت نماید و اینهمه به پاس «ترویج و نشر لیبرالیسم» از سوی او اعلان گردد؟ در کدام دوره و کدام نمونه، روحانیت چنین مسائلی را متحمل شده است؟ آیا رواست روحانیتی که شهدای بسیار در راه استقلال کشورهای اسلامی و دفاع از مرزهای اسلامی کشور امام زمان (عج) و حراست از دین و فرهنگ و آئین ملت مسلمان تقدیم نموده و از سید محمد مجاهد گرفته تا میرزای شیرازی، از شهید شریعت شیخ فضل الله نوری تا سید ابوالقاسم کاشانی و از امام خمینی(س) تا مقام معظم رهبری، به عنوان جان برکفان و سربداران ایستادگی در برابر سلطه گری و جهانخواری دشمنان قرآن و بشریت در کارنامه خود دارد، اینک سفیری چون خاتمی را با تکریم و تعظیم در برابر غرب نظاره کند؟ آن هم در روزگاری که آمریکا و انگلیس سرکردگی شیطانیت غرب را علاوه بر «اعمال فشار به ایران» با خیمه زدن وحشیانه و جنایتکارانه در عراق و افغانستان آشکار کرده و جان و مال و ناموس مسلمین را بر خود مباح نموده اند. 
 
مطلب دیگر آنکه چه تضمینی وجود دارد که پروژه این «تمدن» و «گفتگوهایش» ماههای آتی در دانشگاههای اسرائیل پیاده نشود؟! شادمانی خاتمی نسبت به استقبال غرب از طرح گفتگوی تمدن با این سخن که «هیچ ایده ای به اندازه گفتگوی تمدنها مورد استقبال قرار نگرفته‌» این پیش‌فرضی ذهنی را در میدانی نامحدود ترسیم می کند. البته باید پرسید در جهان اسلام کدام استقبال؟ در حوزه های علمیه اسلامی اعم از اهل تسنن و تشیع؟ آیا دانشگاه‌ها و کلیساهای دولتی در آمریکا و انگلیس و اهدای دکترای افتخاری به وی، اگر استقبال از گفتگوی تمدنهای اوست، برای اسلام و روحانیت جز «قداست زدایی» و تضعیف و تشکیک و تردید دیدگاه توده های مسلمان چه ثمری خواهد داشت؟ 
 
چگونه می توان باور داشت نمایندگان و سخنگوهای تشکلهای روحانی، مدافع سرسخت سفر به آمریکای خاتمی گردیدند؟ آیا آنها سفر به انگلیس را هم با بهای سنگینی که از ساحت روحانیت پرداخته می شود جانانه حمایت خواهند نمود؟ کافی است یکی از تصاویر این سفرها را با نگاه دینی و تعهد روحانی نگریست؟ 
 
واقعیت آن است که در سوم تیرماه، معجزه هزاره سوم، اراده ملتی بود که طرد اصلاح طلبی را رقم زد. این پروژه مطرود ملت اینک «آواره» و «خانه به‌دوش» در آمریکا و انگلیس به جمع آوری حمایت پرداخته، تا راه حیات دوباره اصلاح طلبی را به خیال خود تضمین کرده و مسیر بازگشت مجدد اصلاح طلبان به قدرت را هموار نمایند. 
 
آیا امروز ملت از این امر بدیهی که سفرهای دوره ای با منابع مالی نامعلوم برای واداشتن ملت و دولت اسلامی او به عقب نشینی در برابر سلطه گریهای غرب ددمنش در مسأله هسته ای است، بی اطلاع است. خاتمی در ادامه مصاحبه با بی‌بی‌سی در تکمیل این پروژه ضد ملی و با صحه نهادن بر اتهام غربی‌ها در مورد پنهانکاری هسته ای 18 ساله جمهوری اسلامی، اینگونه سخن می گوید: 
«شاید برخی اطلاعات لازم داده نشده بود و آن هم ناشی از هراس دولت های قبلی بود که برای همین فعالیت مشروع برخورداری از فناوری صلح آمیز اتمی تحت فشار قرار گیرند» 
 
البته ملت، حریم روحانیت منزه و نستوه و شریعت‌مدار و مرجعیت عظیم شیعه و ولایت عظمای فقیه را از تعداد دارندگان لباس روحانی اصلاح‌طلبانه‌!! جدا کرده است. ملت از خیل عظیم فقهای وارسته با نمونه های بسیاری چون حضرت آیت‌الله مدرسی یزدی که «همه زندگی دنیوی شان پشت پا زدن به دنیای دنیاپرستان» است، آگاهی دارد و به این ریسمان الهی همواره تمسک خواهد داشت. یقیناً طلاب و فضلایی که در دوره های مختلف، در گوشه و کنار این کشور لحظات عمر مبارک خود را برای تعالی فرهنگ عاشورایی فدا می‌کنند، مورد توجه و شاخص برای ملت می‌باشند اما با این وجود نباید اعمال و رفتار خاتمی و همراهان و هم‌پیمانانش به‌ویژه «ملیجک درباری» را نادیده بگیرند. 
 
پرسش دیگر آن است که خاتمی به‌عنوان نماینده حوزه‌های علمیه و روحانیت یا کارشناس اسلام به دیار شیاطین میهمان می‌شود؟ یا سفیری از دانشگاه است؟ کدام سند و مدرک علمی، فقهی و یا سیاسی و اقتصادی وی را به چنین نمایندگی برگزیده است؟ منابع مالی این سفرها کجا و کدام است؟ آیا گفتگوی خود ساخته تمدنها که نخستین استقبال کننده‌اش آمریکا بود، یا اصلاح‌طلبی دستوری که آزادی را در تقابل با دین در سرای امام عصر(عج) نشر داد، مجوز این سفر گردیده است؟ پاسخ را می‌توان از «گاردین» گرفت که نوشته است: «محمد خاتمی به علت تلاش برای آزادسازی سیستم سیاسی ایران در هشت سال ریاست جمهوری مورد تحسین واقع شده است» 
 
لحن دستوری خاتمی خطاب به مسلمانان انگلیس در واکنش به پرسشی از وی که در مورد اخراج یکی از معلمان محجبه این کشور است نیز احتمالاً در راستای همان آزادسازی مورد نظر «گاردین» است: 
«مسلمانان باید بدانند که در جامعه انگلیس زندگی می کنند و باید به قوانین احترام بگذارند.»
 
زهی افتخار برای روحانیون اصلح‌طلب و تأسف بیش از پیش برای هر فرد ایرانی عاشورایی!! هر آن کس که «رمز یا زهرا» سند «آزادگیش» است و راز «یاحسین» بقا و حیات او را تضمین می‌کند و «الله اکبر» کلید پیروزی و پیشرفت و ترقی قرآنی او دربرابر اومانیسم شیطانی غرب است. 
 
این کشور سرای امام عصر(عج) و این ملت حسینی(ع) و زینبی(س) است. مشروطه چیان و ادامه‌دهندگان راه طالبوف و دیگر غرب زدگان باید و باید هرچه زودتر حسابشان از ملت جدا شود که شاید فردا و فرداها فرصتی باقی نماند.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد