پس از برگزاری چندین انتخابات و ایجاد معادلات مختلف در فضای سیاسی استان باید به واقعیتی در تقسیم بندی ارکان قدرت در استان اشاره کرد این تقسیم بندی در انتخابات شوراها به طور واضح خودنمایی خواهد کرد که بیشک میتواند در نتیجه انتخابات گره گشا باشد. این تقسیم بندی از چند جهت قابل توجه است. از لحاظ سیاسی دو طیف راست و چپ در مقابل هم هستند و از لحاظ قومی نیز کردها و ترکها. از همین رو هریک از این چهار گروه در تلاشند تا جایگاه روشن تری در انتخابات شوراها برای خود دست و پا کنند.
1- کردها: کردهای ارومیه که هم اکنون اقلیت قابل توجهی را شامل میشوند بدون شک در انتخابات آینده شوراها نیز همانند دیگر انتخابات ها قابل اغماض نیستند. این طیف هرچند در شورای دوم ریاست شورا را بر عهده داشتند ولی در حالت کلی همواره نتوانسته اند همانند راستی ها یک اتفاق رای کلی داشته باشند و عموما آرایی که از مناطق کرد نشین اخذ میشوند تک رای هستند. اگر چه عموما کردهای ساکن در ارومیه در اصل غیر ارومی بود اند لیکن دردو دوره قبلی مجالس با یک کرسی از سه کرسی ارومیه در مجلس حاضر بوده اند.
در دوره ششم و به مدد همراهی چپی ها با کردها و حذف کاندیدای دیگر ترک اولین نماینده کرد تاریخ ارومیه به مجلس راه یافت و پس از رد صلاحیت وی در مجلس هفتم به همراه دو نماینده دیگر ارومیه در مجلس شش یک فتاح دیگر از کردهای ارومیه به مجلس رفت که از لحاظ موضع گیری به مراتب سنجیده تر و پخته تر از فتاح اول عمل میکرد. در شورا نیز دو عضو یعنی عصمت گرامی و فتاح سوم حضور داشتند که به مدد 3 ترک (کربلایی چناقلو خیام ) یکی از همین دو کرد به ریاست شورا راه یافتند تا ضریب حساسیت چپی ها به کردها به صورت تمام کمال سنجیده شود.
2- ترکها: این قشر اگر چه ساکنان اصلی ارومیه هستند ولی به مدد سیاست کنترل جمعیت منفی در آنها از یکسو و کنترل جمعیت مثبت در کردها از سوی دیگر و مهاجرت بی رویه کردها به ارومیه از جهت سوم رفته رفته اکثریت مطلق خود را در ارومیه به اکثریت نسبی تبدیل کرده اند لیکن هم اکنون با علم به اهمیت هم گرایی در میان خود به وحدت عمل رسیده اند.

البته در میان راست های ارومیه که در دایره همین ترک ها تعریف میشوند این موضوع از قبل نیز وجود داشته است چنانچه در مجلس پنجم راستی ها نیز همگی با وجود عدم علاقه به دو گزینه امانی و عرب باغی روی این دو گزینه ائتلاف کردند و به کاندیدای کرد در دور دوم رای ندادند.
اتفاقات اخیر علی الخصوص توهین روزنامه ایران به ترک ها باعث وحدت عمل بیشتر آنها در صحنه سیاسی ارومیه شده است که میتواند امر مبارکی تلقی گردد.
3- چپی ها: این قشر اگر چه به مدد 27 سال دولت داری چپی ها در کل کشور بر عموم ارکان اقتصادی استان حاکم هستند و به مدد حرکت ها آرام در دولت اخیر همچنان ارکان اقتصادی و حتی بسیاری از ارکان سیاسی را حداقل در فرمانداری ارومیه در اختیار گرفته اند لیکن اقبال کم مردمی به آنها در سه انتخابات گذشته امیدهای آنها را کاهش داده است به اندازه ای که مطابق برخی اخبار قصد ائتلاف با کردها را در سر دارند.
میتوان گفت بر عکس دو گروه گذشته چپ ها در استان رای سنتی چندانی ندارند و تنها به مدد یاور همیشگی آنها در استان یعنی قدرت به پیروزی در انتخابات امیدوار هستند. تاریخ انتخابات ها در استان نشان میدهد هر وقت چپی ها در قدرت بوده اند سمت های انتصابی را به دست نیاورده اند یا دسترسی آنها به آن بسیار کمرنگ بوده است حال باید دید در این دوره چه خواهد شد.البته ناگفته نماند که در همین دوره نیز دستیابی چپی ها به ارکان قدرت در استان نه تنها کمتر از راستی ها نیست بلکه بر آنها چربش نیز دارند.
4- راستی ها: مغضوبین همیشگی مسولیت در استان همین راستی ها بوده اند که علیرغم قدرت ذاتی و جایگاه سنتی رای آنها همواره در گوشه کنار حبس شده اند. استان ما همواره به عنوان جایگاه سنتی راست در کشور شناخته شده است. چنانچه در دوره سوم مجلس که در آن اکثریت بالایی را چپی ها تشکیل داده بودند لیکن از سه نماینده ارومیه دو نفر راستی بوده و از لیست جامعه روحانیت رای آورده بودند. این طیف هم اکنون نیز با وجود دولتی که در ذات آن راستی است همچنان از قدرت به دور است و از قرار مسولین برگزاری انتخابات در ارومیه یعنی معاونین فرماندار این شهر همانها هستند که انتخابات ریاست جمهوری نهم را برگزار کرده اند و یا بهتر از آن مثال اینکه در شکل گیری عجیب و جالب شورای دوم و آن همه حرف و حدیث ها مسولیت اداری داشته اند. با همه این احوال آرای سنتی همواره به کمک این طیف آمده و عضویت عموم مذهبی ها و ریش سفیدها در این طیف علاقه مردم را به راستی ها بیشتر کرده است. البته مساله بعد که محبوبیت مردمی راست را در استان افزایش داده اصولی حرکت کردن این طیف در زمانهایی است که قرار بر تصمیم گیری میان چپی ها و کردها بوده است.
ائتلاف های ممکن الوجود:
1- مطابق شنیدها چپی ها و کردها همانند گذشته قصد بر ائتلاف دارند. مجلس ششم نهایت این ائتلاف بود چنانچه دو کاندیدای چپ با زدن دست رد به سینه کاندیدای ترک راستی ها با کاندیدای کردها ائتلاف کردند تا اولین نماینده کرد از ارومیه به مجلس راه یابد. البته یادآوری آرای آن دوره خالی از لطف نیست چنانچه کاندیدای کرد حدود 110 هزار رای و چپی ها حدود 70هزار رای آورده بودند و این نشان میداد اگر چه چپی ها به کردها رای داده اند ولی کردها به چپی ها اقبال نداشتند.
در هر حال مطابق شنیدها چپی ها بار دیگر قصد دارند با کردها ائتلاف کنند و معادله شش بعلاوه سه را طراحی کرده اند تا شش نفر چپی با سه نفر کرد هم قسم گردند. البته مطابق شنیدها یکی از شش چپی نیز در اصل از اکراد نقده است و با این حساب معادله مذکور به پنج بعلاوه چهار تغییر میکند.
2- از قرار با علم به این ائتلاف یک جنبش دیگر در حال شکل گیری است تا راستی ها و ترک ها در ارومیه به هم نزدیک شوند . پس از مصاحبه صریح یکی از اعضای شورای دوم با یک هفته نامه و پس از آن اظهار علاقه دو طرف به همکاری و علم به ائتلاف کردها و چپی ها این انگیزه ها بیشتر نیز شده است. موضع گیری اصولی راستی ها در قضیه روزنامه ایران و همچنین موضع محکم حجت الاسلام حسنی امام جمعه ارومیه در همین خصوص این علاقه مندی ها بیشتر شده است. ریاست شورای دوم دردوره ای که چپی ها اکثریت را داشته اند به کردها رسیده و از این بابت ترکها چندان دل خوشی از این موضوع ندارند.
با همه این احوال به نظر میرسد شاهد یک انتخابات سه قطبی باشیم اول ائتلاف کردها با چپی ها دوم ائتلاف ترک ها با راستی ها و سوم کردهایی که ائتلاف با چپی ها را نمیپسندند